-
فرق
چهارشنبه 22 اسفندماه سال 1386 06:42
چه فرقی میکنه کی بره تو ؟؟ وقتی هر قانونی که قراره تصویب بشه باید اول یکی دیگه تایید کنه پس چه فرقی می کنه کی بره تو ؟؟ بذارین هر کی رو می خوان انتخاب کنن ، انتخاب کنن . دیگه بالاتر از سرخ که رنگی نیست ؟؟؟ برام هیچی مهم نیست . شاید اگه دوباره هم به روزهای خوب آخر اردیبهشت و اول تیرماه ۷۶ برگردم فقط لبخندی بزنم به...
-
بچه گربه ها
دوشنبه 20 اسفندماه سال 1386 17:07
از راست به چپ : پیکولو ( پسر ، لقب : داش پیکول ) ، ویولت ( دختر ، لفب : ویلی انگشتی ) ، تولوس ( پسر ، لقب : گیجی گیجی ) ، سایه ( دختر ، لقب : آس بابا ) . بالا : خورهه ( دختر ، لقب : ایجان بابا - مامان پیکولو ، ویولت ، تولوس ، سایه )
-
زمان برای مستی آدم ها
یکشنبه 19 اسفندماه سال 1386 11:09
وقتی ملتی با هم مست می کنند . وقتی سران ملتی مست می کنند . وقتی مست ها ریاست می کنند . وقتی روسا مست می کنند . وقتی همه چیز عوض می شود . و همه هشیاران هم مست می کنند . چرا من و تو هشیار باشیم . بیا ما هم مست کنیم . شاد و سرخوش و نفهم . که زنده ایم ، چرا زنده ایم ؟ جهان مست کرده . شما هم مست باشید و راست .
-
۲۸ و ۲۹
جمعه 17 اسفندماه سال 1386 09:37
بسم الله الرحمن الرحیم . لعنت خدا بر شک کنندگان در حقانیت رسول الله و آل اطهرش خدایا امروز باید به تو تسلیت بگوییم یا به حضرت زهرا (س) ؟ امروز روز آغاز غصب خلافت از امیر المومنین و روز گوساله پرستی سامری های مسلمان نماست . امروز عمر خطاب لعنت الله با شورای ملعونش حاصل عمر پیامبر (ص) را بازیچه ی خود کردند . و لعنت خدا...
-
حرف . زندگی . آخر عمر .
پنجشنبه 16 اسفندماه سال 1386 17:03
حرفهای زیادی دارم . اما بذارین نگفته باقی بمونن . بذارین نگم چقدر دلم برای یه فریاد زنده باد و مرده باد از ته دل تنگ شده . بذارین نگم که چقدر دلم می خواست منم با شما باشم . نگم که من هم ۴ سال پیش کتک خوردم و کتف و بازو شکست و سر و ... دل . بذارین این روزهای آخر عمرم رو ساکت باشم . حق یارویاور من وقتی مردم وقتی زنده...
-
تنهایی ، دیوارها ، من و ...
چهارشنبه 15 اسفندماه سال 1386 00:47
تنهایی دل پری داشت . با دیوارها ، به غیبت نشسته بودند . - تنهایی : باز ساعت ۶:۳۰ شد . الان از راه میرسه و شروع به غر زدن میکنه . - دیوارها : حالا می خواد بیاد بشینه روبروی ما ، زل بزنه بهمون . اعصابمون رو خرد کرده صدامونم در نمیاد . - تنهایی: نگاهش کن تو رو خدا ، با اون قیافش دوباره اومد . - دیوارها : کاشکی تو ترافیک...
-
در آغوش
سهشنبه 14 اسفندماه سال 1386 01:30
چراغی در دست ، کوله باری بر پشت ، تشنه ی رفتن سرخ در دل ، سبز در سر ، خسته ی بودن کوه لرزان ، پای افتان ، دست افشان موی رقصان ، چشم خندان ، مرگ در آغوش
-
گور مهمان
شنبه 11 اسفندماه سال 1386 16:33
سکوتم را شکستی و من قلبت را صدایم را شنیدی و ندیدی من را بگشا تمام بندهایم را که تن همین امروز و فردا گور مهمان است
-
روایت سوم
جمعه 10 اسفندماه سال 1386 13:02
چند شب پیش به سه عنوان رفتم به منزل یه تیمسار ارتش . عیادت ، تشکر ، خداحافظی . با سه نفر روبرو شدم . راننده ی تاکسی تلفنی رفت ، خود تیمسار ، راننده تاکسی برگشت . هر سه نفر جنگ رفته بودند . اولی حرفهایش بوی درد می داد ، دومی بوی نان ، و سومی بوی نام . روایت اول درد درآمد داشت ، بی پولی ، گرفتاری ، غم نداشتن ، غم حنجره...
-
چهل - ویرایش دوم
پنجشنبه 9 اسفندماه سال 1386 00:40
همیشه چهلم ها از خود داغ سختتره . آدم تا روز چهلم امید داره . به چی نمی دونم . شاید به قدرت خدا که همه اینها خواب باشه . اما چهلم روز پایان امید به برگشت عزیزانه . روز آغاز امید به دیدارشون در جایی دیگر و در دنیایی غریب و قریب . البته این مطالبی که گفتم در مورد من بصورت شخصی کاملا اتفاق افتاده . حالا چهل روز از لحظه ی...
-
نفرین
یکشنبه 5 اسفندماه سال 1386 20:00
نفرین بر همه ی بچه هایی که باید به جرم لذت دیگران به زندگی محکوم شوند. به این زندگیه خسته از ... من . به این محکومیت بی گریه . به این محکومیت تبعیدی . به این تبعید پر زنجیر. به این تبعید تنها . به این زنجیر های گناه . به این زنجیر های روزانه . به این گناه نکرده . به این گناه ندیده . چقدر دلم برای یه نگاه پر گلایه تو...
-
صدا سرد است
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 22:56
صدا سرد است خالی از حضورم تنم خاموش اما در عبورم عبور از من به بیگانه رسیدن عبور از گشنگی ، تلخی چشیدن صدا سرد است ، تنها می پرم من ز دست سرد و پینه بسته صیاد ... تنم خاموش اما در عبورم
-
امروز - جمعه بود
جمعه 3 اسفندماه سال 1386 20:24
دقت کردی ؟ امروز هیچ احساس انتظاری نداشتم ؟ چرا ؟ ... یکی می گفت (توی وجودم) شاید دیگه امیدی نمونده . خدایا نکنه این روزای آخر کافر بشم ؟ خدایا کافرم نکن . خودت میدونی منم از خودت یاد گرفتم که هدایت و گمراهی دست خودته . پس من و همه رفقام رو هدایت کن . خدایا اینجور که معلومه داره موقش میشه . موقع دیدارمون . می دونی...
-
دست و موت...
پنجشنبه 2 اسفندماه سال 1386 00:32
موهایت را نوازش می کردم شاید تار مویی برای انگشتانم به یادگار بماند اما ناغافل دیدم دستم را لای موهایت جا گذاشته ام ...
-
یه حاجی بود یه گربه داشت ( تابع متناوب )
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 22:28
یه حاجی بود یه گربه داشت گربه ش رو خیلی دوست می داشت گربه اومد گوشتا رو خورد حاجی زد و گربه رو کشت رو سنگ قبر اون نوشت یه حاجی بود یه گربه داشت گربه ش رو خیلی دوست می داشت گربه اومد گوشتا رو خورد حاجی زد و گربه رو کشت رو سنگ قبر او نوشت یه حاجی بود یه گربه داشت .....
-
پول ناحق گاز زمستانی چهار و نیم برابر
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 22:27
توی قبض گاز دوره ی قبل قیمت هر متر مکعب گاز ۹۹ ریال حساب شده بود توی قبض گاز دوره ی زمستان از آذر تا اول بهمن ، قیمت هر متر مکعب گاز ۴۶۱ ریال آورده شده !!! زنگ زدم اداره گاز شیراز پرسیدم جریان چیه ؟ گفتن جریانی نیست مصرف شما مشابه مصرف سال قبله . گفتم ولی هیچ سالی ما ۲۵۰ هزار تومان پول گاز ندادیم . گفتن آخه امسال...
-
ارخلق قلمکار
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 19:40
کلاغه میگه قارقار ارخلقه قلمکار باباش می گه برو کار مامانش میگه نچ حالا زوده نچ حالا زوده
-
مترسک
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 16:18
می دونست که هیچ کلاغی ازش نمی ترسه اما دوست داشت اینطوری فکر کنه . می دونست نمی تونه قدمی برداره اما دوست داشت پرنده ها فکر کنن اون دونده است . می دونست که هیچ چیزی نمی دونه اما دوست داشت همه اونو آدمی فهمیده ببینن . تو این خیالات بود که یه گروه کلاغ به مزرعه اش حمله کردند : « آهای مترسک نترس ما کلاغا با تو کاری...
-
خصالت ببرن ...
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 13:44
خصالت ببرن ( به فتح خا و تشدید صاد و کسر لام ) معانی مختلفی داره . ۱ - وقتی یه نفر به همه چیز گند میزنه . ۲ - وقتی یه نفر به خیلی چیزا گند میرنه . ۳ - وقتی اون یه نفر دوباره گند میزنه . ۴ - وقتی طرفدارای همون نفر می خوان یه نفر دیگه رو بی آبرو کنند . ۵ - وقتی یه نفر نمیذاره یه نفر دیگه تایید صلاحیت بشه یا چوب لای چرخ...
-
مرگ بر تبعید - زنده باد وطن
دوشنبه 29 بهمنماه سال 1386 22:52
بالاخره اومدم شهر . بعد از ۱۸ ماه تبعید و مسافرت و تهران لعنت ( این استفراغ سنگ و آجر و سیمان ) . رسیدنم به خیر . همه ی ۱۷ ماه و سه هفته یک طرف این هفته ی آخر رو که اضافه موندم یک طرف دیگه . وحشتناک داشتم دیووووونه می شدم ( ) . دلم تنگ بود . آخرین لحظاتی که تهران بودم فکر نمی کردم هیچوقت به شیراز برسم . یه نوستالژی...
-
زنده باد دیکتاتور
دوشنبه 29 بهمنماه سال 1386 15:44
خوشحال شدی؟ مگه تو دیکتاتوری؟ آها رفیقت ؟ نه؟ پس کی؟ اِ اِ اِ اونی که انتخابش کردی؟ خب پس ان شا الله هر دوشون زنده باشن . کیا؟ مرگ و دیکتاتور دیگه !
-
راهپیمایی با طعم آش
یکشنبه 21 بهمنماه سال 1386 20:44
امروز که از توی خیابان آزادی رد میشدم دیدم چادر های بزرگ و زیادی رو کنار خیابان افراشته اند . پرسیدم چیه ؟ گفتند برای فرداست . آش مفت ( ببخشید صلواتی ) می دهند . شما هم بیایید .
-
گله ی کرکسها بازم رسیدن
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 16:03
نفس های آخر.......کاریکاتور کوثر نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com
-
بی اجازه؟؟؟
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 15:48
تو که از دل من رفتی ، حق نداری بیایی توی وبلاگم . من به تو این اجازه رو نمی دم. تو خودت خواستی بری . منم هیچ تلاشی نکردم برای موندنت. یادمه بهت گفتم هیچ وقت خودمو به هیچکس تحمیل نمی کنم. حتی اگه یه روزی حس کنم وبلاگم هم به من نیازی نداره ، اونو با تمام عشقم میذارم و می رم. دلم برای سوختن تنگ شده. برای حمله ای سوزنده ....
-
یا رقیه بنت حسین (ع)
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 15:30
شب است و شیشه ها آرام خوابیدند شب است و نورها دیگر نمی تابند شب است و سوز سرمای سکوتم «آه» می آید شب است و ناله ای در چاه می آید شب است و سر به نی ذکر خدا خواند شب است و دخت شاه کربلا آرام می خواند « پدر ، دل من برای آغوش تو تنگ است پدر ، دل من طاقت دوری رو نداره قلب من تاب اسیری رو نداره کمرم بار مصیبت رو نداره چشم...
-
ملت ما!؟ version 2
شنبه 13 بهمنماه سال 1386 13:04
« ملت ما باید خودش سرنوشت خود را تعیین کند . چرا ما باید تاوان انتخاب پدرانمان را بدهیم . مگر صحیح است که پدرانمان سرنوشت ما را تعیین کنند . ما می خواهیم سرنوشت خودمان را خودمان تعیین کنیم . ...» پخش سخنرانی آیت الله خمینی (سانسور شده توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی) از شبکه دو و سه سیما نقل به مضمون ------------ پ.ن....
-
وای به روزی ...
سهشنبه 9 بهمنماه سال 1386 20:32
این عکس به عنوان قمه زنی زنان (در وبلاگ انعکاس ) گذاشته شده. قضاوت با خود شماست . انحراف یا ارادت ؟؟؟ پ.ن. ولی خداییش عجب دلی داشته ها مردی بوده واسه خودش!!!
-
گندزدگی - اعترافات
شنبه 6 بهمنماه سال 1386 13:25
دچار گند زدگی حاد شدم. امتحان اولم (ریاضی ۲) رو می افتم . امتحان دومم (تحلیل سازه) رو حذف کردم . به سومی (دینامیک ) هم امیدی ندارم. در عوض اگر امتحانام رو خراب کردم از نظر روحی هم قاطی پاطی کردم. قرار نیست مردم مملکتم یخ بزنن زیر پل ها ، بعد برای مردم مدیترانه نشین از مصر ( اونم کی مصر که هر کسی یه بارم تو زندگی اش...
-
مرخصی امتحانی
سهشنبه 2 بهمنماه سال 1386 17:07
عشق می گقت می توانی عقل می گفت نمی توانی و میان برزخ عشق و عقل او می توانست نتواند و او سکوت را برگزید تا با بلندترین فریاد زمان همراه شود و او توانست تا نتواند. پ.ن. سلام به همه ی دوستان. عرض تسلیت دارم خدمت همتون. بخاطر شدت گرفتن امتحانات میانترم تا آخر امتحانات از بروز کردن معذورم. حق یارویاور همه امتحان شدگان با...
-
شب یازدهم - محرم
یکشنبه 30 دیماه سال 1386 00:13
همه امیدوارند که جنایتهایشان امشب به پایان رسیده است. اما نه! دیگر کسی جلویشان نیست که آنگونه به صلیبش بکشند. دیگر کسی نمانده است. جز حضرت زینب (س) و یارانش. یارانی به شکوه و عظمت تحمل داغ عاشورا. یارانی به تشنگی لبان عطشان امام حسین (ع) بعد از شهادت. یارانی ماندنی تر از یاران خدا در زمین. یارانی به استواری کودک سه...