سرخ

صلح تنها راه نجاته

سرخ

صلح تنها راه نجاته

رسیدی تا رسیدن ها ...

زمین امروز دوباره به همون جایی رسید که پارسال هم رسیده بود .

اتفاق خیلی مهمی که معمولا فقط سالی یکبار رخ میده .

 

خوشحال باشید . چون یقین دارم سال آینده ،زمستون دوباره سرد میشه و کارتن خوابها یخ می زنن .

مطمئنم هیچ اتفاق خوش آیندی نمی افته .

سردم . عید آخر رو باید غنیمت شمرد . نه ؟

 

کی میدونه کی میمیره .

شاید یه روزی شعله بکشم . بسوزونم و سرخ .

 

 

تموم شد . اینم بیست و سومین زمستون . حالا داره بیست و چهارمین بهار و شاید آخرین بهار میرسه .

خدا کنه بعد از من یه نفر باشه ، راهم رو ادامه بده . یه وارث برای سرخ.

 

عید سرختون مبارک

--------------------------------

پ.ن.  کاشکی میشد این دوسال باقی مونده از ریاستش رو جهشی می خوند . میشه ؟؟؟؟

عید الزهرا مبارک

شد به پا بار دگر سرور آل فاطمه (س)

نقش خنده بسته بر لب شیرین همه

 

ابولولو کرده بر قتل عمر دست به قمه

عمری ها همگی به عر و عر و زمزمه

 

علوی ها همگی ورد لبشان این کلمات

بر عمر لعنت و بر آل محمد(ص) صلوات

 

---------------------------------

پ.ن.۱. مطلبی نوشته بودم که خیلی مفصل بود اما کاپیوتر سنی زده ام هنگ کرد همش پرید .

پ.ن.۲. خدایا تولا و تبرا رو هر لحظه از لحظه ی قبل بیشتر توی وجود ما قرار بده.

پ.ن.۳. راستی میدونستی خدا گفته اگه ملت بعد از رسول الله (ص) حکومت رو به دیگری نمیسپردند خدا بساط جهنم رو بر می داشت ؟

فرق

چه فرقی میکنه کی بره تو ؟؟

 

وقتی هر قانونی که قراره تصویب بشه باید اول یکی دیگه  تایید کنه پس چه فرقی می کنه کی بره تو ؟؟

 

بذارین هر کی رو می خوان انتخاب کنن ، انتخاب کنن . دیگه بالاتر از سرخ که رنگی نیست ؟؟؟

 

برام هیچی مهم نیست . شاید اگه دوباره هم به روزهای خوب آخر اردیبهشت و اول تیرماه ۷۶ برگردم فقط لبخندی بزنم به اونهمه ساده انگاری ملت و خودم .

 

بگذریم . بذارین این روزای آخر رو توی آرامش باشم . و سکوت .

 

حق یارویاور سکوت و من .

با تقدیم احترام به چاه .

یا علی (ع) مدد

بچه گربه ها

از راست به چپ : پیکولو ( پسر ، لقب : داش پیکول ) ، ویولت ( دختر ، لفب : ویلی انگشتی ) ، تولوس ( پسر ، لقب : گیجی گیجی ) ، سایه ( دختر ، لقب : آس بابا ) .

بالا : خورهه ( دختر ، لقب : ایجان بابا - مامان پیکولو ، ویولت ، تولوس ، سایه )

زمان برای مستی آدم ها

وقتی ملتی با هم مست می کنند .

وقتی سران ملتی مست می کنند .

 

وقتی مست ها ریاست می کنند .

وقتی روسا مست می کنند .

 

وقتی همه چیز عوض می شود .

و همه هشیاران هم مست می کنند .

 

چرا من و تو هشیار باشیم .

بیا ما هم مست کنیم .

 

شاد و سرخوش و نفهم .

که زنده ایم ، چرا زنده ایم ؟

 

جهان مست کرده .

شما هم مست باشید و راست .

۲۸ و ۲۹

بسم الله الرحمن الرحیم .

لعنت خدا بر شک کنندگان در حقانیت رسول الله و آل اطهرش

 

خدایا امروز باید به تو تسلیت بگوییم  یا به حضرت زهرا (س) ؟

امروز روز آغاز غصب خلافت از امیر المومنین و روز گوساله پرستی سامری های مسلمان نماست .

امروز عمر خطاب لعنت الله با شورای ملعونش حاصل عمر پیامبر (ص) را بازیچه ی خود کردند .

و لعنت خدا بر همه ی عالم . که هیچکاری نتوانست بکند .

 

خدایا دلم تنگ است . امشب مادر (س) با پهلوی بشکسته در خانه ای به عزاداری می نشیند که جای دستان رسول الله را بر درش به آتش کشیدند . ملعونیانی که شیاطین جن و انس از شرشان به خدا پناه می برند .

 

تسلیت باد بر زمینیان و آسمانیان داغدار

حرف . زندگی . آخر عمر .

حرفهای زیادی دارم . اما بذارین نگفته باقی بمونن .

 

بذارین نگم چقدر دلم برای یه فریاد زنده باد و مرده باد از ته دل تنگ شده .

بذارین نگم که چقدر دلم می خواست منم با شما باشم .

نگم که من هم ۴ سال پیش کتک خوردم و کتف و بازو شکست و سر و ... دل .

 

بذارین این روزهای آخر عمرم رو ساکت باشم .

 

 

حق یارویاور من وقتی مردم

وقتی زنده شدم

وقتی دوباره مردم

وقتی برای رستخیز خاستم

با تقدیم احترام به عزرائیل عزیز و خاک سرد گور

یا علی (ع) مدد

تنهایی ، دیوارها ، من و ...

تنهایی دل پری داشت .

با دیوارها ، به غیبت نشسته بودند .

 

- تنهایی : باز ساعت ۶:۳۰ شد . الان از راه میرسه و شروع به غر زدن میکنه .

- دیوارها : حالا می خواد بیاد بشینه روبروی ما ، زل بزنه بهمون . اعصابمون رو خرد کرده صدامونم در نمیاد .

- تنهایی: نگاهش کن تو رو خدا ، با اون قیافش دوباره اومد .

- دیوارها : کاشکی تو ترافیک میموند یکم دیرتر میرسید خونه .

- تنهایی : نه این ماموریت داره زود بیاد کانال عوض کنه انگار به تلویزیون قول داده تو مسابقه ی سرعت کانال عوض کردن شرکت کنه

- دیوارها : ببین تلفنش زنگ خورد .

- تنهایی : آره خیلی عجیبه !!!

- من : سلام ... ، خوبی !!!

----

- تنهایی : هوم!!!

در آغوش

چراغی در دست ، کوله باری بر پشت ، تشنه ی رفتن

 

سرخ در دل ، سبز در سر ، خسته ی بودن

 

کوه لرزان ، پای افتان ، دست افشان

 

موی رقصان ، چشم خندان ، مرگ در آغوش

گور مهمان

سکوتم را شکستی و من قلبت را

صدایم را شنیدی و ندیدی من را

 

بگشا تمام بندهایم را که تن

همین امروز و فردا گور مهمان است

روایت سوم

چند شب پیش به سه عنوان رفتم به منزل یه تیمسار ارتش . عیادت ، تشکر ، خداحافظی .

با سه نفر روبرو شدم . راننده ی تاکسی تلفنی رفت ، خود تیمسار ، راننده تاکسی برگشت .

 

هر سه نفر جنگ رفته بودند . اولی حرفهایش بوی درد می داد ، دومی بوی نان ، و سومی بوی نام .

 

روایت اول درد درآمد داشت ، بی پولی ، گرفتاری ، غم نداشتن ، غم حنجره ، غم شیمیایی ، غم پول ، اعتراض به وضع موجود .

 

روایت دوم تویوتا کمری داشت ، کامپیوتر داشت ، اینترنت داشت ، از آینده ی بورس خبر داشت ، از میلیون ها تومن مثل یک موز حرف میزد ، اعتراض به وضع موجود داشت .

 

روایت سوم نام داشت ، غیرت داشت ، بوی مستی میداد ، حکایت نان های حرام داشت و هرزگی فرزندان ، و اعتراض داشت به وضع موجود .

 

پایان

چهل - ویرایش دوم

همیشه چهلم ها از خود داغ سختتره . آدم تا روز چهلم امید داره . به چی نمی دونم . شاید به قدرت خدا که همه اینها خواب باشه . اما چهلم روز پایان امید به برگشت عزیزانه . روز آغاز امید به دیدارشون در جایی دیگر و در دنیایی غریب و قریب .

البته این مطالبی که گفتم در مورد من بصورت شخصی کاملا اتفاق افتاده .

 

حالا چهل روز از لحظه ی سجده ی اظلت العرش (سایه انداز بر عرش خدا) بر خون امام حسین (ع) می گذرد و زمین هنوز نفس می کشد .

 

چرایش را نمی دانم اما شاید خدا خیلی لطف دارد و شاید خون امام حسین (ع) در عرش شفاعت می کند زمین را .

 

عرض تسلیت دارم خدمت همه به مناسبت اربعین اباعبدالله (ع)

 

خدایا تسلیت می گم به تو و به آل الله .

می دانم که میدانی اربعین امام حسین از عاشورا داغدار تر است . خدایا خودت مرهمی بر قلب حضرت زینب باش . خوت .

 

--------

 

نمی دانم . می گویند کفر می گویم اما شاید خدا هم نتواند مرهمی بر قلب حضرت زینب باشد .

 

اشهد ان لا اله الا الله

نفرین

نفرین بر همه ی بچه هایی که باید به جرم لذت دیگران به زندگی محکوم شوند. به این زندگیه خسته از ... من . به این محکومیت بی گریه . به این محکومیت تبعیدی . به این تبعید پر زنجیر. به این تبعید تنها . به این زنجیر های گناه . به این زنجیر های روزانه . به این گناه نکرده . به این گناه ندیده .

چقدر دلم برای یه نگاه پر گلایه تو صورتت تنگ شده .  جرات داری بیا تو خوابه خودم. اصلن تا حالا شمردی چند بار به خواب من اومدی؟ می دونی تو این پونزده سال هنوز ده بار نشده . چرا؟ جراتشو نداشتی.

میگه اگه به تو توهین کنم کتکم میزنه . بهش می گم تو رو خدا منو بزن . منو تربیت کن که یکی مثله تو نشم. یه کسی که میراث زجر و سختی گذاشت و اونهمه کاری که برای مردم مملکتش کرد ، تنها به یه تشییع جنازه ی بسیار با شکوه ختم شد.

به درد من خورد یا به درد تو ؟ اونهمه آدم چقدر کمکت کردن؟ چقدر جای تو جواب دادن؟ چقدر منو شناختن؟ چقدر به درد دلم توجه کردن؟

نفرین بر همه بچه هایی که قراره بعد از پدر و مادرشون زنده بمونن و همه چیزو تحمل کنن.

نفرین.

نفرین یارویاور همه بچه های یتیم

با تقدیم نگاه تو صورتت

یا علی (ع) مدد

 

-------

پ.ن: این یادداشت ابتدا با عنوان لعنت نوشته شده بود اما با خودسانسوری مواجه شد.

صدا سرد است

صدا سرد است خالی از حضورم

 

تنم خاموش اما در عبورم

 

عبور از من به بیگانه رسیدن

 

عبور از گشنگی ، تلخی چشیدن

 

صدا سرد است ، تنها می پرم من

 

ز دست سرد و پینه بسته صیاد

...

تنم خاموش اما در عبورم

امروز - جمعه بود

دقت کردی ؟

امروز هیچ احساس انتظاری نداشتم ؟

چرا ؟

 

...

 

یکی می گفت (توی وجودم) شاید دیگه امیدی نمونده .

خدایا نکنه این روزای آخر کافر بشم ؟

خدایا کافرم نکن .

خودت میدونی منم از خودت یاد گرفتم که هدایت و گمراهی دست خودته .

پس من و همه رفقام رو هدایت کن .

 

خدایا اینجور که معلومه داره موقش میشه .

 

موقع دیدارمون . می دونی چقدر گلایه دارم ؟ می دونی .

همین !

 

 

حق یارویاور زندگی

با تقدیم احترام به مرگ

یا علی رفقایم و خودم را مدد باش

دست و موت...

caress

موهایت را نوازش می کردم

 

شاید تار مویی برای انگشتانم به یادگار بماند

 

اما ناغافل دیدم دستم را لای موهایت جا گذاشته ام ...