جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
مقدمه:
تلاش برای احقاق حق در ذات مذهب حقه جعفری نهفته است. از آنزمان که رسول الله(ص) برای مباهله با مسیحیان به همراه اهل بیت(ع) راهی بیابان های عربستان شدند، و قبل و بعد از آن، و آنزمان که امام حسین(ع) خردسال بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) به مسجد مدینه رفتند و خطاب به خلیفه غاصب عمر خطاب (لعنت الله) فرمودند این جایگاه جد من است پایین بیا، و آنزمان که سر بر نیزه قرآن می خواند، و آن روز که می دانیم می آید، مردی از نسل طاها که زنده کند احکام تعطیل شده ی دین خدا را و بشکند گردن استکبار را ادامه داشته و ادامه خواهد داشت.
امروز که بیش از گذشته های نه چندان دور، مذهب حقه جعفری مورد سوال، انتقاد، افترا، و حتی شماتت به ظاهر شیعیان قرار می گیرد، وظیفه یک مسلمانان آزاده، (جدا از رنگ های نوشته شده ی مذهبی) چیست؟
سکوت؟ تا همین اندک احترام مانده در دستانمان، مانند آب در روزهای گرم تابستان، از دستمان برود؟
یا انتظار و قیام؟ به شیوه های مسلحانه و غیر مسلحانه، مانند مردان غیور حزب الله لبنان که سالهاست خار چشمان حسود صهیونیست جهان هستند؟
یا مصالحه به شیوه های خفت بار یاسر عرفاتی؟
اما تجربه ی تمامی قیام ها نشان داده، از قیام امام حسین(ع) تا روایات مرتبط با امام منتظر(عج) که ذات قیام، آگاهی و روشن شدن اذهان و افکار است.
نوری باید تا دلهای خاموش شده از شور و شعفمان را روشن کند، تا همه فوج فوج وارد دین اسلام ناب محمدی – نه اسلام های خاکستر نشین امروز – شویم.
این نور را در کلام الاهی اهل بیت(ع) می توان یافت. کلامی که خالی از هرگونه اشتباه و لغو است.
و اما فدک، این داغ ننگ پیشانی اسلام هزار و چهارصد ساله، «که سر انجام به آتش بر افروخته خشم الاهی از دلها سر بر می کشد» ، این فدک که امروزه هم مورد معامله ی بعضی از معامله گران شیعه و سنی قرار می گیرد، فدکی که با خلافت عجین شد، و محسن(ع) را به عنوان اولین شهید گرفت، و به فـرمـایـش امام موسی بن جعفر(ع) حدود آن، تمام حکومت زیر سیطره اسلام است، را باید از کلام نورانی حضرت زهرا(س) شناخت.
آبادی بزرگی در حجاز که مایه ی اتکای قدرت اقتصادی یهودیان بود، و بعد از جنگ خیبر و قدرت یافتن اسلام در سال هفتم هجری به قصد امان یافتن یهودیان مورد مصالحه با رسول خدا(ص) قرار گرفت. و طبق دستور خدا بدلیل آنکه با نیروی نظامی فتح نشده بود، به مالکیت خاص رسول خدا(ص) در آمد. جلال الدین سیوطی (سنی مذهب) در تفسیر درّ المنثور ذیل آیه ی شانزده سوره مبارکه اسراء «ای پیامبر! حق خویشاوندان نزدیک را بپرداز» آورده که بعد از نزول این آیه، پیامبر(ص) فدک را به حضرت زهرا(س) بخشیدند.
بحث فدک تنها بحث یک قطعه زمین، باغ، یا آبادی، نیست. در مقیاس کوچک، بحث احقاق حق، در مقیاس بزرگ بحث حکومت و تامین مالی نظام اقتصادی، و در مقیاس بزرگتر بحث حقانیت اهل بیت(ع) است.
در حقانیت فدک شواهد و مدارک بسیاری در کتب معتبر شیعه و سنی وجود دارد. با این حال هر از چند گاهی حتی در بین شیعه نماها که بزرگترین آرزوهاشان بوسیدن دستان وهابی ملک عبدالله هاست این مسئله بزرگ، کوچک تلقی شده و در اصل قضیه ایجاد شک کرده اند. با امید به اینکه تا زمان استقرار کامل حکومت قائم آل محمد (عج) قبر مطهر حضرت زهرا(س) همچنان مخفی بماند که بسیار می ترسم که بر سر قبر مادرم هم این معامله گران دون صفت بخواهند معامله کنند.
ما در این تحقیق قصد داریم تا با یاری خداوند، تنها به کلام معتبر حضرت زهرا(س) - صدیقه طاهره – استناد کنیم. کلامی که ذات نورانی خدا در آن نهفته است و بوی تربت پاک کربلا می دهد. این کلام منور به نام خطبه ی فدک مشهور شده است.
خطبه فدک
[هنگامی که حکومت وقت تصمیم بر غصب فدک گرفت ، فاطمه(س) با جمعی از زنان قریش بسوی مسجد آمد در حالی که راه رفتنش درست همانند راه رفتن پیامبر(ص) بود وخطبه ای طولانی ایراد کرد. ]
کتاب های مختلفی از نویسندگان مذاهب مختلف سندیت خطبه معروف فدک را تایید می کند که ذکر نام کتاب ها و نویسندگان در منابع تحقیق می آید.
به هر حال این خطبه ی تاریخی از خطبه های معروف اهل بیت(ع) است ، بسیاری از متعهدان تشیع فرزندان خود را به حفظ این خطبه ی گرانقدر توصیه می کردند، تا با عبور وحشی چرخ های زمان، غبار فراموشی روی آن ننشیند و از سوی دشمنان مغرض و دوستان مغرض تر زیر سوال قرار نگیرد.
خطبه ی ارزشمند فدک، که سندی بر کفر و نفاق خلفای غاصب و امت اسلامی بعد از پیامبر(ص) است، برای سهولت در بررسی به هفت بخش، قابل تقسیم است.
بخش نخست ( ترجمه )
[ خدا را بر نعمتهایش سپاس می گویم و بر توفیقاتش شکر می کنم، و بر مواهبی که ارزانی داشته ثنا می خوانم.
بر نعمتهای گسترده ای که از آغاز به ما داده.
و بر مواهب بی حسابی که به ما احسان فرموده.
و بر عطایای پی در پی که همواره ما را مشمول آن ساخته.
نعمتهایی که از شماره و احصاء بیرون است.
و بخاطر گستردگی در بستر زمان هرگز قابل جبران نیست.
وانتهای آن از ادراک انسانها خارج است.
بندگان را برای افزایش و استمرار این مواهب به شکر خویش فراخوانده.
و خلائق را برای تکمیل آن به ستایش خود دعوت نموده.
و آنان را برای بدست آوردن همانند آنها تشویق فرموده.
و من شهادت می دهم که معبودی جز خداوند یکتا نیست.
بی مثال است و شریک و مانند ندارد.
این سخنی است که روح آن اخلاص است، و قلوب مشتاقان با آن گرده خورده و آثار آنرا در افکار پرتوافکن شده.
خدایی که رویتش با چشمها غیر ممکن است، و بیان اوصافش با این زبان، محال، و درک ذات مقدسش برای عقل و اندیشه ها ممتنع است.
موجودات جهان هستی را ابداع فرمود، بی آنکه چیزی پیش از آن وجود داشته باشد.
و همه ی آنها را ایجاد کرد، بی آنکه الگو و مثالی قبل از آن موجود باشد.
آنها را به قدرتش تکوین نمود، و به اراده اش خلقت کرد، بی آنکه به آفرینش آنها نیاز داشته باشد، یا فائده ای از صورتبندی آنها عائد ذات پاکش شود.
جز اینکه می خواست حکمتش را از این طریق آشکار سازد.
مردم را به اطاعتش دعوت کند.
قدرت بی پایان خود را از این دریچه نشان دهد.
خلائق را به عبودیت خود رهنمون گردد.
و دعوت پیامبرانش را از طریق هماهنگی تکوین و تشریع قوت بخشد.
سپس برای اطاعتش پاداشها مقرر فرمود، و برای معصیتش کیفرها.
تا بندگان را بدین وسیله از خشم و انتقام و عذاب خویش رهایی بخشد، وبه سوی باغهای بهشت و کانون رحمتش سوق دهد. ]
برداشت نخست
الف - حمد و ثنای خدا، در زمانی که رسول خدا(ص) رحلت فرمودند و حکومت غصب شده و حتی فدک، به امثال ما می آموزد که خطاها و جنایات بندگان در حق خود را از طرف خدا ندانیم و همیشه شاکر معبود بی نیاز باشیم.
ب – تذکر در مورد نحوه ی آفرینش نخستین. خلقت از هیچ و قدرت و لطف خدا.
پ – آشکار ساختن قدرت و حکمت الاهی با صورتبندی گوناگون موجودات.
ت – رهایی از خشم و انتقام خدا (به زعم بنده همان برگرداندن به نیستی و عدم) و رسیدن به کانون رحمت الاهی با پاداش برای اطاعت خدا و کیفر برای معصیتش.
بخش دوم ( ترجمه )
[ و گواهی می دهم که پدرم محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده ی اوست؛ پیش از آنکه او را بفرستد، برگزید؛ و پیش از آنکه او را بیافریند، برای این مقام نامزد فرمود، و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود. در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشت پرده های هول انگیز نیستی پوشیده و به آخرین سرحدّ عدم مقرون بودند.
این بخاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدرات را بخوبی می دانست.
او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید، و مقدرات حتمی اش را نفوذ بخشد.
هنگامی که مبعوث شد، امتها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده ای را برگزیده اند: گروهی بر گرد آتش طواف می کنند، و گروهی در برابر بتها سر تعظیم فرود آورده اند ، و با اینکه با قلب خود خدا را شناخته اند، او را انکار می کنند.
خداوند به نور محمد(ص) ظلمتها را برچید، و پرده های ظلمت را از دلها کنار زد، و ابرهای تیره و تار را از مقابل چشمها برطرف ساخت.
او برای هدایت مردم قیام کرد، و آنها را از گمراهی و غوایت رهایی بخشید، و چشمهایشان را بینا ساخت، و به آئین محکم و پابرجای اسلام رهنمون گشت، و آنها را به راه مستقیم دعوت فرمود.
سپس خداوند او را با نهایت محبت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار قبض روح کرد، سر انجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودی پروردگار غفار و در جوار قرب خداوند جبّار قرار داد.
درود خدا بر پدرم پیامبر(ص) امین وحی، و برگزیده ی او از میان خلائق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش. ]
برداشت دوم
الف – حضرت زهرا(س) ابتدا نسبت خود با پیامبر(ص) را، اعلام می کنند.
ب – اشاره به علم ازلی خداوند، و انتخاب حضرت محمد(ص) قبل از آفرینش موجودات، بعنوان خاتم انبیاء، بخاطر آگاهی خدا از آینده و احاطه ی خدا بر حوادث جهان.
پ – اشاره به وجود میل پرستش در قلب همه ی انسانها.
ت – بعثت پیامبر، و همزمانی آن با پراکندگی مذاهب و تفکرهای مختلف.
ث – اشاره به رحلت پیامبر(ص) و اختیار آن حضرت برای ماندن در دنیا، و رغبت به دیدار خدا و ایثار.
بخش سوم ( ترجمه )
[ سپس رو به اهل مجلس کرد و مسئولیت سنگین مهاجران و انصار را بر شمرد و فرمود:
شما ای بندگان خدا! مسئولان امر و نهی پروردگار و حاملان دین و وحی او هستید، و نمایندگان خدا بر خویشتن، و مبلغان او بسوی امتها می باشید.
پاسدار حق الاهی در میان شما، و حافظ پیمان خداوند که در دسترس همه ی شماست و آنچه پیامبر(ص) بعد از خود در میان امت به یادگار گذارده، کتاب الله ناطق، و قرآن صادق، و نور آشکار و روشنایی پرفروغ اوست.
کتابی که دلائلش روشن، باطنش آشکار، ظواهرش پر نور، و پیروانش پر افتخار.
کتابی که عاملان خود را به بهشت فرا می خواند، و مستمعینش را به ساحل نجات رهبری می کند.
از طریق آن به دلائل روشن الاهی می توان نائل گشت، و تفسیر واجبات او را دریافت، و شرح محرمات را در آن خواند، و براهین روشن و کافی را بررسی کرد، و دستورات اخلاقی و آنچه مجاز و مشروع است در آن مکتوب یافت.
سپس افزود:
خداوند «ایمان» را سبب تطهیر شما از شرک قرار داده.
و «نماز» را وسیله ی پاکی از کبر و غرور.
«زکات» را موجب تزکیه نفس و نمو روزی.
«روزه» را عامل تثبیت اخلاص.
«حج» را وسیله ی تقویت آئین اسلام.
«عدالت» را مایه ی هماهنگی دلها.
«اطاعت» ما را باعث نظام ملت اسلام.
و «امامت» ما را امان از تفرقه و پراکندگی.
«جهاد» را موجب عزت اسلام.
«صبر و شکیبایی» را وسیله ای برای جلب پاداش حق.
«امر به معروف» را وسیله ای برای اصلاح توده های مردم.
«نیکی به پدر ومادر» را موجب پیشگیری از خشم خدا.
«صله رحم» را وسیله ی افزایش جمعیت و قدرت.
«قصاص» را وسیله ی حفظ نفوس.
«وفاء به نذر» را موجب آمرزش.
«جلوگیری از کم فروشی» را وسیله ی مبارزه با کمبودها.
«نهی از شرابخواری» را سبب پاکسازی از پلیدیها.
«پرهیز از تهمت و نسبتهای ناروا» را حجابی در برابر غضب پروردگار.
«ترک دزدی» را برای حفظ عفت نفس.
و «تحریم شرک» را برای اخلاص بندگی و ربوبیت حق.
اکنون که چینین است تقوای الاهی پیشه کنید، و آنچنان که شایسته مقام اوست، از مخالفت فرمانش بپرهیزید، و تلاش کنید که مسلمان از دنیا بروید.
خدا را در آنچه امر یا نهی فرموده، اطاعت کنید – و راه علم و آگاهی را پیش بگیرید – چرا که:
از میان بندگان خدا، تنها عالمان و آگاهان از او می ترسند و احساس مسئولیت می کنند. ]
برداشت سوم
الف – یادآوری غیر مستقیم حدیث شریف ثقلین و معرفی اهل بیت(ع) بعنوان قرآن ناطق.
ب – عمل به کتاب الاهی وسیله ی سعادت دنیوی و اخروی.
پ – تفسیر واجبات دین از اصول مقدس دین مبین اسلام تا فروعات.
ت –(اشاره به پیمان غدیرخم) تلاش برای مسلمان مردن، با عمل به فرمان خدا و اطاعت از دستورات او و پرهیز از مخالفت خدا.
بخش چهارم ( ترجمه )
[ سپس فرمود: ای مردم! بدانید من فاطمه ام! و پدرم محمد است که صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد.
آنچه می گویم آغاز و انجامش یکی است – و هرگز ضد و نقیض در آن راه ندارد – و انچه می گویم غلط نمی گویم، و در اعمالم راه خطا نمی پویم.
به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است.
هرگاه نسبت او را بجویید می بینید که او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموی من بوده است، نه برادر مردان شما! و چه پر افتخار است این نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد!
آری او آمد و رسالت خویش را بخوبی انجام داد، و مردم را به روشنی انذار کرد، از طریقه ی مشرکان روی بر تافت و بر گردن هایشان کوبید، و گلویشان را فشرد – تا از شرک دست بردارند و در راه توحید گام بگذارند.
او همواره با دلیل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت می کرد.
بت ها را در هم می شکست، و مغزهای متکبران را می کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد، و تاریکیها برطرف گشت، صبح، فرا رسید و حق آشکار شد، نماینده ی دین به سخن در آمد، و زمزمه های شیاطین خاموش گشت.
افسر نفاق بر زمین فرو افتاد، گره های اختلاف گشوده شد، و شما زبان به کلمه ی اخلاص (لا اله الا الله) گشودید، در حالی که گروهی اندک و تهیدست بیش نبودید!
آری شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید، و از کمی نفرات همچون جرعه ای برای شخص تشنه، و یا لقمه ای برای گرسنه، و یا شعله آتشی برای کسی که شتابان به دنبال آتش می رود بودید، و زیر دست و پاها له می شدید!
در آن ایام آب نوشیدنی شما متعفن و گندیده بود، و خوراکتان برگ درختان! ذلیل و خوار بودید، و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان زورمند شما را بربایند و ببلعند!
اما خداوند تبارک و تعالی شما را به برکت محمد(ص) درود خدا بر او و خاندانش بعد از آنهمه ذلت و خواری و ناتوانی نجات بخشید، او با شجاعان درگیر شد، و با گرگهای عرب و سرکشان نصاری پنجه در افکند، ولی هر زمان آتش جنگ را بر افروختند خدا آن را خاموش کرد.
و هرگاه شاخ شیطان نمایان می گشت و فتنه های مشرکان دهان می گشود، پدرم برادرش علی(ع) را در کام آنها می افکند، و آنها را بوسیله او سرکوب می نمود، و او هرگز از این ماموریت های خطرناک باز نمی گشت مگر زمانی که سرهای دشمنان را پایمال می کرد و بینی آنها را به خاک می مالید! ]
برداشت چهارم
الف – معرفی خود حضرت زهرا(س) و یادآوری نسبت پر افتخار خود با حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) (جانشین رسول الله(ص)).
ب – معرفی کلام راستین خود.
پ – بیان دوباره ی نسبت خود با حضرت رسول(ص).
ت – یاد آوری رنج ها و زحمات پیامبر برای اسلام و هدایت مسلمانان.
ث – متذکر شدن تاریخ تاریک و منحط جاهلیت.
ج – یادآوری تاریخ صدر اسلام و ضعف و اندکی مسلمانان.
چ – نجات از جاهلیت و ترس و بدبختی به برکت رسول خدا(ص) و خاندان با برکتش.
ح – یادآوری قدرت بی مانند امام علی(ع) و اعتماد پیامبر نسبت به ایمان امام علی(ع) و تدبیرات آن حضرت در جنگ ها و فتنه ها.
بخش پنجم ( ترجمه )
[ اما هنگامی که خداوند سرای پیامبران را برای پیامبرش برگزید، و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، ناگهان کینه های درونی و آثار نفاق در میان شما ظاهر گشت، و پرده ی دین کنار رفت، گمراهان به صدا در آمدند، و گمنامان فراموش شده سر بلند کردند، نعره های باطل برخاست و در صحنه ی اجتماع شما به حرکت در آمدند.
شیطان سرش را از مخفیگاه خود بیرون کرد و شما را بسوی خود دعوت نمود، و شما را آماده ی پذیرش دعوتش یافت و منتظر فریبش!
سپس شما را دعوت به قیام کرد و سبکبار برای حرکت یافت! شعله های خشم و انتقام را در دلهای شما بر افروخت و آثار غضب در شما نمایان گشت.
و همین امر سبب شد بر غیر شتر خود علامت نهید، و در غیر آبشخور خود وارد شوید، - و به سراغ چیزی رفتید که از آن شما نبود و در آن حقی نداشتید و سر انجام به غصب حکومت پرداختید -.
در حالی که هنوز چیزی از رحلت پیامبر نگذشته بود، زخمهای مصیبت ما وسیع و جراحات قلبی ما التیام نیافته، و حتی هنوز پیامبر(ص) به خاک سپرده نشده بود.
بهانه ی شما این بود که «می ترسیم فتنه ای برپا شود!» و چه فتنه ای از این بالاتر که در آن افتادید؟ و همانا دوزخ به کافران احاطه دارد.
چه دور است این کارها از شما!
راستی چه می کنید؟ و به کجا می روید؟
با اینکه کتاب خدا – قرآن – در میان شماست، همه چیزش پرنور، نشانه هایش درخشنده، نواهی اش آشکار، اوامرش واضح، اما شما آنرا پشت سر افکنده اید!
آیا از آن روی برتافته اید؟ یا به غیر آن حکم می کنید؟ آه که ستمکاران جانشین بدی را برای قرآن برگزیدند.
و هر کس آئینی غیر از اسلام را انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است. ]
برداشت پنجم
الف – رحلت پیامبر(ص)، آشکار شدن کینه های درونی و نفاق ملت عرب.
ب – انقلاب ملت عرب و امت اسلامی به رهبری شیطان.
پ – نفی دمکراسی و حکومت مردم بر مردم و عدم پذیرش حق مردم برای حکومت بر خود.
ت – دگرگون شدن نظام طبقاتی اسلام و ورود افراد ناصالح به رده های بالای حکومت.
ث – وجود قرآن روشن در بین امت، و نادیده گرفتن اوامر و نواهی آن.
ج – ارتداد و کفر و خروج از اسلام ملت عرب به علت مخالفت با فرمان خدا و جانشین قرار دادن غیر صالح برای قرآن.
بخش ششم ( ترجمه )
[ آری شما ناقه ی خلافت را در اختیار گرفتید، حتی این اندازه صبر نکردید که رام گردد، و تسلیمتان شود، ناگهان آتش فتنه ها را برافروختید، و شعله های آنرا به هیجان درآوردید و ندای شیطان اغواگر را اجابت نمودید، و به خاموش ساختن انوار تابان آئین حق و از میان بردن سنت های پیامبر پاک الاهی پرداختید. به بهانه ی گرفتن کف -از روی شیر- آن را به کلی تا ته مخفیانه نوشیدید.
ظاهرا سنگ دیگران را به سینه می زدید اما باطنا در تقویت کار خود بودید.
برای منزوی ساختن خاندان و فرزندان او به کمین نشستید، ما نیز چاره ای جز شکیبایی ندیدیم، همچون کسی که خنجر بر گلوی او و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد!
عجب اینکه شما چنین می پندارید که خداوند ارثی برای ما قرار نداده و ما از پیامبر خدا(ص) ارث نمی بریم!
آیا از حکم جاهلیت پیروی می کنید؟ چه کسی حکمش از خدا بهتر است برای آنها که اهل یقین اند؟
آیا شما این مسائل را نمی دانید؟ آری می دانید، و همچون آفتاب برای شما روشن است که من دختر اویم.
شما ای مسلمانان! آیا باید ارث من به زور گرفته شود؛ ای فرزند ابی قحافه(ابوبکر-ل.الف)! به من پاسخ ده! آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارثی نبرم؟ چه سخن ناروائی!
آیا عمدا کتاب خدا را ترک گفتید و پشت سر افکندید؟ در حالی که می فرماید: «و سلیمان وارث داوود شد».
و در داستان یحیی بن زکریا می گوید: «(خداوندا!) تو از نزد خود جانشینی به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد».
و نیز می فرماید: «و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامی که خدا مقرر داشته (از دیگران) سزاوارترند».
و نیز می گوید: «خداوند در مورد فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر به اندازه ی سهم دو دختر باشد».
و نیز فرموده: «(اگر کسی مالی از خود بگذارد) برای پدر ومادر و نزدیکان بطور شایسته وصیت کند، این حقی است بر پرهیزکاران».
شما چنین پنداشتید که من هیچ بهره و ارثی از پدرم ندارم؟
و هیچ نسبت خویشاوندی در میان ما نیست؟!
آیا خداوند آیه ای مخصوص شما نازل کرده است که پدرم را از آن خارج ساخته؟
یا می گوئید: پیروان دو مذهب از یکدیگر ارث نمی برند، و من با پدرم یک مذهب ندارم؟
یا اینکه شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاهترید؟ حال که چنین است پس بگیر آن – ارث مرا – که همچون مرکب آماده و مهار شده آماده ی بهره برداری است و بر آن سوار شو.
ولی بدان در روز قیامت تو را دیدار می کند و بازخواست می نماییم، و در آن روز چه جالب است که داور خداست، و مدعی تو محمد(ص)، و موعد داوری، رستاخیز، و در آن روز باطلان زیان خواهند دید، اما پشیمانی به حال شما سودی نخواهد داشت!
بدانید: «هرچیزی که خداوند به شما داده سرانجام – قرارگاهی دارد- و در موعد خود انجام می گیرد – و بزودی خواهید دانست» « بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوار کننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد»! ]
برداشت ششم
الف – غصب حکومت از ولی الله و بازگشت به دوران جاهلیت.
ب – پاسخ به منتقدین آینده که چرا امام علی(ع) قیام نکرد: «ما نیز چاره ای جز شکیبایی ندیدیم، همچون کسی که خنجر بر گلوی او و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد!»
پ – طرح چند سوال:
1) آیا از حکم جاهلیت پیروی می کنید؟ (مگر مسلمان نیستید؟)
2) اگر مسلمان هستید حکم خدا برتر است یا حکم جاهلی؟
3) آیا حکم خدا را در مورد ارث و حکومت نمی دانید؟
4) آیا خدا در آیه ای مخصوص خلفای غاصب (لعنت الله) پیامبر اسلام را از دیگر پیامبران جدا کرده بود؟
ت – پاسخ به سوالات مطرح شده با استناد به کلام قرآن (کتاب مورد پذیرش همه مسلمانان)
1) «و سلیمان وارث داوود شد»
2) در داستان یحیی بن زکریا می گوید: «(خداوندا!) تو از نزد خود جانشینی به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد»
ث – یادآوری عذاب الاهی برای ستمگران.
بخش هفتم ( ترجمه )
[ سپس بانوی اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگی رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود:
ای جوانمردان! و ای بازوان توانمند ملت و یاران اسلام! این نادیده گرفتن حق مسلم من از سوی شما چیست؟ این چه تغافلی است که در برابر ستمی که بر من وارد شده نشان می دهید؟!
آیا رسول خدا(ص) پدرم نمی فرمود: «احترام هر کس را در مورد فرزندان او باید نگاه داشت؟»
چه زود اوضاع را دگرگون ساختید، و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید، با اینکه توانائی بر احقاق حق من دارید، و نیروی کافی بر آنچه می گویم در اختیار شماست.
آیا می گوئید: محمد(ص) از دنیا رفت – و با مردن او همه چیز تمام شد و خاندان او باید به دست فراموشی سپرده شوند و سنتش پایمال گردد؟-.
آری مرگ او مصیبت و ضربه ی دردناکی بر جهان اسلام بود، فاجعه سنگینی است که بر همه، غبار غم فروریخت، و شکافش هر روز آشکارتر، و گسستگی آن دامنه دارتر، و وسعتش فزونتر می گردد، زمین از غیبت او تاریک، و ستارگان برای مصیبتش بی فروغ، و امیدها به یاس مبدل گشت، کوهها متزلزل گردید، احترام افراد پایمال شد و با مرگ او حرمتی باقی نماند!
بخدا سوگند این حادثه ایست عظیم، و مصیبتی است بزرگ، و ضایعه ای است جبران ناپذیر.
ولی فراموش نکنید اگر پیامبر(ص) رفت قرآن مجید قبلا از آن خبر داده بود، همان قرآنی که پیوسته در خانه های شماست، و صبح و شام با صدای بلند و فریاد و – یا – آهسته و با الحان مختلف در گوش ما خوانده می شود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با این واقعیت روبرو شده بودند چرا که مرگ فرمان تخلف ناپذیر الاهی است.
آری قرآن صریحا گفته بود: «محمد(ص) فقط فرستاده ی خداست، و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به عقب بر می گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب بازگردد هرگز به خداوند ضرری نمی زند و خداوند بزودی شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد».
عجبا! ای فرزندان «قیله»! آیا ارث من باید پایمال گردد و شما آشکارا می بینید و می شنوید، و در جلسات و مجمع شما این معنی گفته می شود و اخبارش بخوبی به شما می رسد و باز هم خاموش نشسته اید؟ با اینکه دارای نفرات کافی و تجهیزات و نیروی وسیع و سلاح و سپر هستید، دعوت مرا می شنوید و لبیک نمی گویید؟ و فریاد من در میان شما طنین افکن است و به فریاد نمی رسید؟ با اینکه شما در شجاعت زبانزد می باشید و در خیر و صلاح معروفید، و شما برگزیدگان اقوام و قبائل هستید.
با مشرکان عرب پیکار کردید و رنجها و محنتها را تحمل نمودید، شاخهای گردنکشان را در هم شکستید، و با جنگجویان بزرگ دست و پنجه نرم کردید، و شما بودید که پیوسته با ما حرکت می کردید، و در خط ما قرار داشتید، دستورات ما را گردن می نهادید و سر بر فرمان ما داشتید، تا آسیای اسلام بر محور وجود خاندان ما به گردش در آمد، و شیر در پستان مادر روزگار فزونی گرفت، نعره های شرک در گلوها خفه شد و شعله های دروغ فرو نشست، آتش کفر خاموش گشت، و دعوت به پراکندگی متوقف شد و نظام دین محکم گشت.
پس چرا بعد از آنهمه بیانات قرآن و پیامبر(ص) امروز حیران مانده اید؟ چرا حقایق را بعد از آشکار شدن مکتوم می دارید و پیمانهای خود را شکسته اید، و بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته اید؟
«آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر(ص) گرفته اند پیکار نمی کنید؟ در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها می ترسید؟ با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مومن هستید».
آگاه باشید من چنین می بینم که شما رو به راحتی گذارده اید، و عافیت طلب شده اید، کسی را که از همه برای زعامت و اداره ی امور مسلمین شایسته تر بود دور ساختید، و به تن پروری و آسایش در گوشه خلوت تن دادید، و از فشار و تنگنای مسئولیتها به وسعت بی تفاوتی روی آوردید.
آری آنچه را از ایمان و آگاهی در درون داشتید بیرون افکندید، و آب گوارائی را که نوشیده بودید به سختی از گلو بر آوردید!
اما فراموش نکنید خداوند می فرماید: «اگر شما و همه ی مردم روی زمین کافر شوید (به خدا زیانی نمی رسد، چراکه) خداوند بی نیاز و شایسته ی ستایش است».
بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم گفتم، با اینکه بخوبی می دانم ترک یاری حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنی قلب شما را فرا گرفته است ولی چون قلبم از اندوه پر بود – و احساس مسئولیت شدیدی می کردم – کمی از غمهای درونی ام بیرون ریخت، و اندوهی که در سینه ام موج می زد خارج شد، تا با شما اتمام حجت کنم و عذری برای احدی باقی نماند.
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آن شما، محکم بچسبید و رها نکنید، ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوائی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته ی خشم الاهی که از دلها سر بر می کشد خواهد پیوست!
فراموش نکنید آنچه را انجام می دهید در برابر خداست.
«آنها که ستم کردند بزودی می دانند که بازگشتشان به کجاست!»
و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما بر می آید انجام دهید، ما هم انجام می دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!». ]
برداشت هفتم
الف – مخاطب قرار دادن انصار، که یاری دهندگان پیامبر در آغاز رسالتش بودند.
ب – مطرح نمودن چند سوال:
1) آیا با رحلت پیامبر(ص) اسلام باید از بین برود؟
2) قرآن قبل از رحلت پیامبر(ص)، خبر آنرا داده بود و پرسیده بود آیا اگر محمد(ص) بمیرد یا شهید شود شما به عقب بر می گردید؟
3) ای انصار رسول خدا(ص)! چرا با داشتن نیرو و سلاح کافی خاندان پیامبر(ص) را یاری نمی کنید؟
4) چرا بعد از آنهمه رشادات صدر اسلام حیران و سرگردان شده اید؟
5) چرا بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته اید؟
پ – دعوت از انصار برای قیام مسلحانه
ت – اعلام عافیت طلب شدن امت اسلامی .
ث – احساس مسئولیت حضرت زهرا(س) بعنوان حجة الله.
ج – معرفی کفر و الحاد غاصبین حکومت و پیروانشان و نشانه های حکومت غصبی.
چ – معرفی دوباره خویش و نسبت پر افتخار آن حضرت(س) با پیامبر(ص) و اتمام حجت با همه ی امت اسلامی، فراتر از زمان و مکان.
منابع خطبه ی فدک
الف – شرح نهج البلاغه – ابن ابی الحدید معتزلی
ب – سقیفه – ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری
پ – کشف الغمه – علی بن عیسی اربلی
ت – مروج الذهب – مسعودی
ث – شافی – سید مرتضی
ج – علل الشرایع – محدث صدوق
چ – طرائف – سید ابن طاووس
ح – المناقب – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی
خ – احتجاج – مرحوم طبرسی