سرخ

صلح تنها راه نجاته

سرخ

صلح تنها راه نجاته

ضد جنگ

دستهای پینه بسته

گلدونهای شکسته

میشه آروم بگیره؟

صدای گلوله بسه

 

اینهمه خون رو دیوار

آهای مردم خبردار

بچه و پیر و جوون

سپر سپر یه خروار

 

نفس یه داغ تنها

تو سینه ی مادرها

تک پسرش رو بردن

روی تنش گلوله ها

 

دستهای پینه بسته

تفنگ اون شکسته

یه گلوله خمپاره

دست و تفنگ خسته

 

اینهمه خون رو دیوار

گرفت موج انفجار

جوون آریایی

داره از اون یادگار

 

نفس یه داغ تنها

پاره شده ریه ها

فواره خون میباره

میون اون میدونها

به مناسبت ۱۸ آذر - وبلاگ کوچکم چهار ساله شد

برای یاد آوری اهدافم ، اولین پست وبلاگم رو در روز ۱۸ آذر ۸۲ براتون میذارم.

امیدوارم که خیلی از اون روزها فاصله منفی نگرفته باشم.

--------------

 

سلام به همه رفقا

سه شنبه 18 آذر ماه سال 1382 ساعت 3:55 PM

سلام به همه رفقای گل خودم که تو پرشین بلاگ میومدن و منو با اومدنشون شاد میکردند. من اینجا می خوام از همه چیز و برای همه بنویسم.
ورزش
عشق
سیاه ست (ببخشید سیاست  )
وطن عزیزم ایران
دین بر حق اسلام
ظلم
مردم
عدالت
بیداد
دانشجو
موش و گربه
سگ و گربه
گربه سگ
و...
می نویسم از همه برای همه.

حق یاور حقگویان
یا علی مدد

برای غریبه

من اینجا مانده ام تنها

 

نشسته تکیه بر کهنه درختی خشک ، در تبعید

به یاد خواب تو چشمم گره خوردست با مغرب

 

در این مخلوط استفراغ سنگ و آجر و سیمان ، در این تهران

تو چون یک آشنای دور از دوران بی آغاز

به دیدار من تبعیدی تنها ، نشسته تکیه بر کهنه درخت مرگ

ز مغرب آمدی سویم

رهانیدیم زین تبعید

صدایت آشنا با من

مرا در خواب مرد خود صدا کردی

 

شدی تنها امید مرد تبعیدی

 

من اما مانده ام تنها در این تبعید

نشسته تکیه بر کهنه درخت خشک

دو چشمم سوی خفتنگاه مهر و ماه

برایت با نگاهم راه می روبم.

 

---------------

برای غریبه

 

یا سلطان ایران

عطش دستهایمان با ضریح تو پایان می گیرد

لرزش لبانمان از نبود کلامی در شان شماست

سرخی چشمانمان از ولع دیدارتان است

و فرش باران خورده ی نگاهمان منتظر قدوم فرزندتان

یا علی بن موسی الرضا

علیه آلاف تهیه و السلام