-
ببخشید ! این کوچه ، بنبسته؟؟؟
جمعه 28 فروردینماه سال 1383 18:16
سلام. شما نمی دونید چرا اینقدر اینجا خلوته؟ نکنه اینجا بنبسته و من خودم بی خبرم؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تبادل لینک
چهارشنبه 26 فروردینماه سال 1383 21:15
همونطور که خودتون از طرز قالب و نوع وبلاگ من متوجه شده اید من اصلا آدم تازه کاری نیستم. اما چیزی که هست و باعث شده من به نسبت تعداد بازدیدکننده هام تعداد پیغام گذارنده هام کم باشه اینه که شاید خودم رو از همه گروهها مستقل میدونم و فقط برای خودم مینویسم. مینویسم که نوشته باشم و روزی روزگاری خدا بخاطر ننوشتنم از من...
-
گاهی شاد ، گاهی غمگین.
چهارشنبه 12 فروردینماه سال 1383 21:21
سلام. قدیمی ترین دوستم هم خداحافظی کرد. دوستی که همیشه به یک علت به من لینک نمی داد. و یادش بخیر. هیچوقت بهم لینک نداد. اما من هر کجا که رفتم ، بهش لینک دادم. سلام به دوستم که 17 اسفند خداحافظی کرد و من تازه متوجه شدم. چقدر منتظر پیغام من بوده ، خدا میدونه. چون دلیل قانع کننده ای برای خداحافظیش داره امید وارم دیگه به...
-
تیم ملی ایران با هفت گل لائوس را پشت سرگذاشت
چهارشنبه 12 فروردینماه سال 1383 18:39
مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال 2006 آلمان؛ تیم ملی ایران با هفت گل لائوس را پشت سرگذاشت خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران سرویس ورزشی - فوتبال تیم ملی فوتبال بزرگسالان کشورمان لائوس را با هفت گل مغلوب کرد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم ملی کشورمان که در پایان نیمه نخست با چهار گل لائوس را پشت...
-
خیابان یخ زده
پنجشنبه 6 فروردینماه سال 1383 07:31
سلام. خیابان یخ زده بود. نه بخاطر سرما که هوا بهاری و آفتابی بود. بخاطر نبودن قدم ها ی رهگذری یا صدای دویدن های بچه ای . بخاطر این بود که خیابان یخ زده بود. خیابان هنوز هم بعد از گذشت شش سال از عبور آخرین مسافر منتظر بود. منتظر قدمهایی گرم و سوزان. منتظر صدای بوق ماشین ها. شش سال پیش وقتی آخرین مرد را مردم روی دوششان...
-
بهشت گمشده
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1383 22:51
شب بود و تاریک. هوا زیاد سرد نبود اما باران چند ساعت پیش باعث می شد بخار از دهنش خارج بشه. راهش رو تو ی اون تاریکی پر ابهت گم کرده بود. برای خودش بهشت بود اما چه فایده. بهشت ای که نتونه راه خودش رو پیدا کنه به چه درد می خوره؟ توی اون تاریکی پر ابهت نفوذ کرد. از تمام قدرت خودش برای نور افشانی استفاده کرد اما نتونست...
-
سال نو مبارک
جمعه 29 اسفندماه سال 1382 15:58
سلام. بازم سلام. 10 بار دیگه هم سلام. مگه چه عیبی داره. بازم سلام. من امروز به مناسبت عید نوروز باستانی و تاریخی با بلاگ اسکای آشتی کردم. جریان قهر کردن من با بلاگ اسکای بر میگرده به چند ماه پیش که مسابقات وبلاگ نویسان بود و بلاگر های بلاگ اسکای خیلی از روی این جریان که بلاگ اسکای قطع شده بود ضربه خوردند. مخصوصا دوست...
-
بازگشت
جمعه 29 اسفندماه سال 1382 14:25
سلام. بازگشت همیشه زیباست. منم تصمیم گرفتم این کاره زیبا رو انجام بدم. یعنی به طرو کامل برگشتم. برگشتم به بلای اسکای. بین خودمون بمونه. باهاش آشتی کردم. به مناسبت عید نوروز با بلای اسکای آشتی کردم. آخه از اون موقع که قطع شده بود باهاش قهر کرده بودم. دیگه برگشتم. البته کارم یکم سخت شده چون دارم همزمان 5 تا وبلاگ رو با...
-
تسلیت
چهارشنبه 13 اسفندماه سال 1382 17:26
سلام به همه. سه بار فریاد بزن یا حسن................. وبلاگم آپدیت شد. لطفا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
-
آپدیتیدم
چهارشنبه 6 اسفندماه سال 1382 08:31
وبلاگم رو دوباره با قسمت دوم همون داستان ای کاش میتونستم به ماه سفر کنم آپدیت شد حتما بخونید و نظر بدین. برای ورود اینجا را کلیک کنید . حق یار و یاورتون یا علی مدد
-
آپدیت شد
شنبه 2 اسفندماه سال 1382 02:23
سلام دوستان من. وبلاگ من آپدیت شد. با یک داستان تخیلی ایران در سال ۱۴۶۰ هجری شمسی. اینجا را کلیک کنید ای کاش میتونستم به ماه سفر کنم-قسمت اول www.sorkh.blogspot.com
-
سرخ به روز شد
چهارشنبه 29 بهمنماه سال 1382 00:22
سلام به همه خوانندگان همیشگی ما سرخ دات بلاگ اسپات آپدیت شد برای ورود به این وبلاگ اینجا را کلیک کنید. آیا طلوع می کند؟!
-
وبلاگ سرخ به یاد بم دوباره آپدیت شد
چهارشنبه 15 بهمنماه سال 1382 14:21
سلام به همه ی دوستان بلاگ اسکایی خوبم. از شما می خواهم که مرا در بلاگ اسپات تنها نگذارید و در آنجا هم به من سر بزنید. خوشحالم که می توانم با شما درد دل کنم. و امروز که چهل روز از فاجعه بم گذشته است بنویسم که همه ما یادمان رفت. یادمان باشد که یادمان رفت. وبلاگ سرخ(دات) بلاگ اسپات به روز شد. با بم........ به من سر...
-
باعث تاسفه
جمعه 10 بهمنماه سال 1382 14:35
با نام خدا آغاز کردم و با نام خدا به این مکان پایان میدهم. بسم الله الرحمن الرحیم.............................. قبل از هر کلامی سلام. سلام به همه ی دوستان. واقعا باعث تاسفه که این سرویس دهنده وبلاگ ها (بلاگ اسکای) در این برهه از زمان که مسابقات وبلاگهای برتر هست و برای تمام وبلاگ نویسان فارسی زبان ( که جمع کثیری هم در...
-
قلب له شده
پنجشنبه 11 دیماه سال 1382 18:00
قلبم آنچنان له شده که نمی تونم حتی یک کلمه هم حرف بزنم. حرفهای این چند روزه همه و همه پیرامون زلزله و کمک است. اما من هر کمکی را به هر قیمتی نمی پسندم. به قیمت له شدن قلب انسانها نه.. در این چند روزه تصاویر بسیاری از کمک هموطنان خوبمان دیدیم اما یک تصویر چنان قلبم را لگد کوب کرد که دیگر از آن چیزی باقی نماند. تصویر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 دیماه سال 1382 14:25
سبز بود و لاجوردی صبحی را می گویم که قرار بود تو با خوشید طلوع کنی. البته تا قبل از اینکه زمین قربانی هایش را بگیرد. ناگهان جهان تاریک شد. ایران در ماتم فرو رفت. چشمها باریدند. سیل ها جاری شدند. اما هیچکس ندیدشان. جهان به چند گروه تقسیم شد. اولین گروه افرادی بودند که به کمک قربانیان زمین رفتند. گروه دوم به بررسی علل...
-
عشق....... و ایران..........
چهارشنبه 3 دیماه سال 1382 22:42
سرخ بود و سوزنده . حقیقت را می گویم. البته تا قبل از اینکه واقعیت پا به جهان بگذارد. و سبز بود و بهاری. واقعیت را می گویم. البته تا قبل از اینکه با حقیقت آشنا شود. ناگهان سپید و پاک شد. جهان را می گویم. البته بعد از آنکه حقیقت عاشق واقعیت شد. و حقیقت چشمانش را بر روی سرخی خود بست. و دیگر سوزنده نبود. چرا که هیچکس نمی...
-
عشق فوتبالی
جمعه 28 آذرماه سال 1382 10:59
سلام به همه ی بروبچ. تو رو خدا دیدید دیروز پرسپولیس چند تا موقعیت ۱۵۰٪ گل رو از دست داد. من که اعصابم حسابی خورد شد. ولی به قول عادل فردوسی پور :« ساشا ایلیچ دیگه گلهای قشنگ نمی خوره» پرسپولیس با این تساوی فقط و فقط به تیم های صدر جدولی کمک کرد. یه مطلب جالب دیگه که پیشنهاد میکنم خودتون برید و ببینید. یه عکس و مطلب...
-
سالی یکبار. فقط همین
دوشنبه 24 آذرماه سال 1382 14:38
تند بود و سوزنده. عشق تو را میگویم. و سرد بود و تاریک. قلبم را میگویم. اما خنجر عشق تو قلب مرا نشانه رفته بود و خداوند نیز چنین می خواست. و با تمام قدرتت خنجری را که با زهر محبت آبش داده بودی در فلب سیاه و سرد و تاریک من فرو بردی. اما این همه فاصله !!!!!!!!! چرا؟ چرا من فقط سالی یکبار می توانم تو را ببینم. و آنهم تنها...
-
عشق
جمعه 21 آذرماه سال 1382 14:01
سرد بود و تاریک. قلبم را می گویم. البته تا قبل از اینکه تو را بشناسم. تا قبل از اینکه سرخی قلبت را ببینم. تنها بودم. تا قبل از عاشق شدن. و اکنون تنها ترینم. به جرم عاشق شدن. نمی دونم اما سه سال مدت کمی نیست. روزی که متولد شدم و به خاطر عشق تو خداوند مرا پاک کرد. اما باز من به خودم رحم نکردم. و قلبم را که تو سرخ کرده...
-
سرخی حقیقت
پنجشنبه 20 آذرماه سال 1382 15:13
از همه پیامهایی که برای یادداشت قبلی داده اید ممنونم. دوست بسیار گرامی و قابل احترامم پرستو که مرا نشناخت دوست تازه و شاید مهربانم که خود میگوید : بچه بدی نیستم و دوستی که سرخی حقیقت چشمانش را زد. با اینکه او از من سرختر است. بله لاله را می گویم. که سرخی خود او اول بار مرا به فکر چنین جایی انداخت. سرخی حقیقتی که چشمان...
-
سلام به همه رفقا
سهشنبه 18 آذرماه سال 1382 15:55
سلام به همه رفقای گل خودم که تو پرشین بلاگ میومدن و منو با اومدنشون شاد میکردند. من اینجا می خوام از همه چیز و برای همه بنویسم. ورزش عشق سیاه ست (ببخشید سیاست ) وطن عزیزم ایران دین بر حق اسلام ظلم مردم عدالت بیداد دانشجو موش و گربه سگ و گربه گربه سگ و... می نویسم از همه برای همه. حق یاور حقگویان یا علی مدد
-
بسم الله الرحمن الرحیم
سهشنبه 18 آذرماه سال 1382 15:03
سلام. سلام . سلام.