-
پایان محکومیت
شنبه 26 مردادماه سال 1387 14:53
محکومیت یکماهه ی ننوشتن پایان یافت . قاضی : خودم دادستان : خودم متهم : خودم بازجو : خودم شاکی : خودم وکیل مدافع : خدا جرم : نوشتن حق حق یارویاور همه حقگویان با تقدیم احترام به محکوم یا علی (ع) مدد
-
فدک
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1387 18:07
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند مقدمه: تلاش برای احقاق حق در ذات مذهب حقه جعفری نهفته است. از آنزمان که رسول الله(ص) برای مباهله با مسیحیان به همراه اهل بیت(ع) راهی بیابان های عربستان شدند، و قبل و بعد از آن، و آنزمان که امام حسین(ع) خردسال بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) به مسجد...
-
خداحافظ سرخ
جمعه 24 خردادماه سال 1387 00:16
خداحافظ . نه بخاطر اینهمه فشار ... خداحافظ . نه بخاطر اینکه خودمو لو دادم ... خداحافظ . نه بخاطر تجربه های تلخ دوستی ... خداحافظ . نه بخاطر کسالت و خستگی ... خداحافظ . نه بخاطر ترس از مرگ ... خداحافظ . نه بخاطر هیچ چیزی ... خداحافظ . من حرف دیگه ای برای گفتن ندارم . اگه روزی دوباره حرفی برای زدن داشته باشم ، تنها خونه...
-
بهانه (نیک آهنگ کوثر)
سهشنبه 21 خردادماه سال 1387 14:50
-
خار
یکشنبه 19 خردادماه سال 1387 13:19
تکراری ام نکن من بی تاب لحظه را شادم نکن تن غمگین و خسته را آزاده ام مکن من زندانی جهان دریای ام مکن من قطره ی جه آن مردم ننام من کودک یتیم غیرت ننام من مست بی رفیق حاکم بیا تن تبعید خسته است
-
بمانسبت شهادت حضرت زهرا
شنبه 18 خردادماه سال 1387 17:36
اول - شهادت حضرت زهرا (س) رو تسلیت می گم . دوم - آیا نباید در مورد نفاق کسایی حرف بزنیم که اگه امروز قبر حضرت زهرا(س) معلوم بود ، دستور تخریب اون قبر رو هم مثل تخریب قبر ابولولو میدادند؟ سوم - دلم تنگه . برای خودم دلم میسوزه که هیچ کسی نیست که بفهمه چقدر سخته می بینم شمر رو که هنوز روی سینه ی امامم نشسته و اسمش رو عوض...
-
توروخدا
جمعه 17 خردادماه سال 1387 18:23
سلام رفقا . توروخدا دعام کنین . امروز یک کار خیلی خیلی مهم دارم که ان شا الله باید انجامش بدم . خیلی دعام کنین که درست انجام بدم.
-
Ruffian
جمعه 17 خردادماه سال 1387 07:47
شب ها هنوز می ترسم از ترس ترسیدن می ترسم. از تو انسان متمدن می ترسم . از تمدن می ترسم . از چنگالهای زخم انداز تمدن . از وقاحت کلام ها . از قسمتی از تو می ترسم که تو خود به آن افتخار می کنی. هنوز شبها از پدر نداشتن می ترسم .
-
سنگسار
چهارشنبه 15 خردادماه سال 1387 15:39
شب می شکند ستاره ی آبی نور در بستر خاک می شود زانی حور پا تا به کمر بسته و در گل اندود حس می کند او همیشه بوده است قریب با حجم عظیم سنگ و دشنام و تعزیر ؟
-
کسی هست ؟؟؟
سهشنبه 14 خردادماه سال 1387 17:23
تلخ مثل سیگار دان هیل قرمز دود ، مثل پک های محکم و عمیق استقلال ، مثل آتش زدن پرچم ها شکوفه ، مثل مستی باغ های بهار شیراز چشمانم ، مثل خیرگی بی کسی جستجو ، مثل نبودن تویی که نمی دانم که هستی
-
بازی
سهشنبه 14 خردادماه سال 1387 00:40
این جواب چهل ستاره ای بسامانم موجود خطر ب خمشی پروفیل مظفر وبا اندوه اتصالات مفصل شیب شکل اهل سنت ولی خاله خدای شیخ زیرا جانوران زندگیشان . . .
-
زمستان (۷۲)
یکشنبه 12 خردادماه سال 1387 00:07
اخترکان! شب بخیر ، خسته شدم باز بسترم از انتظار خسته تر از من. خسته ام اما خوشم که روح گناهان شاد شود ، شاد ، تا شب دگر از من مهدی اخوان ثالث مشهد شهریور ۳۱
-
خدای گربه ها...
پنجشنبه 9 خردادماه سال 1387 20:31
یک هفته ی فبل توی کشتارگاه علوم تحقیقات فارس ، چند انسان نمای لر ، یک بچه گربه ی قهوه ای رو که متعلق به مرتضی ( یکی از بچه تهرانی های دانشگاه ) بود با چند لگد محکم زیر پاهاشون له کردند و کشتند . همین هفته شنبه دوباره همون انسان نما ها سه تا از بچه های تهران رو راهی پزشکی قانونی کردند . جناب رئیس دانشگاه ، مواظب خودتون...
-
کشتارگاه علوم تحقیقات فارس
سهشنبه 7 خردادماه سال 1387 11:55
معرفی کشتارگاه علوم تخقیقات فارس : این کشتار گاه ( دانشگاه سابق) در زمینی به مساحت 120 هکتار روبروی روستای فالونک در 18 کیلومتری مرودشت فارس در محل سابق کشتارگاه سازمان گوشت فارس هست . حیوانات مقیم : انوع سگ های شکاری حفاظتی . انواع موشهای صحرا – خرما – آزمایشگاهی . انواع مختلف قورباغه درختی – وزق – سمندر – اژدها...
-
تو بیا ...
شنبه 4 خردادماه سال 1387 10:19
فقط باش نه برای شکستن گردن ها و براه انداختن رود خون ( که قبول ندارم تویی که فرزند رحمت جهانی بیایی و خونریزی و جنگ های فاشیستی راه بیاندازی بی هیچ هدفی جز کشتن) فقط باش که بیاییم و ببینیمت و روحمان شاد شود . هر از گاهی موبایلمان را برداریم و اس ام اسی بزنیم که ما خاطرت را می خواهیم فقط خاطر نازنینت را . فقط باش که...
-
تلخ مثل سیگار دان هیل قرمز
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1387 12:13
اینجانب به عنوان یک ایرانی استعفای خودم رو از کابینه ی عاری از مهر و عدالت اعلام میدارم شما چطور ؟ استعفا نامه را امضا کنید (کلیک کنید)
-
احساس ششم . تنهایی
دوشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1387 05:00
چشمهایم می بیند ؟ یا تو اینجا نیستی ؟ دستهایم حس دارد ؟ یا تو اینهمه لطیفی ؟ گوشهایم کرند ؟ یا صدای تو بلوری است ؟ زبانم تلخ شده ؟ یا طعم های اینجا ؟ می شنوی ؟ یا من لال شده ام ؟ تنهایم ؟ یا چون تو تنهایی ، احساس می کنم ؟ ------------------- معرفی خودم برای همیشه و همه : نام : سید محمد مهدی نام خانوادگی : آیت اللهی...
-
آخ اگه بارون بزنه ... آخ اگه بارون بزنه !
یکشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1387 11:21
-
عینک آفتابی
سهشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1387 10:40
تیره بود و سیاه زمین و زمان را می گویم البته تا قبل از اینکه عینک آفتابی را بردارد بعد از آن روشن شد و سبز چشم و دلش را می گویم. ------ سالها روزها ساعت ها به دنبال خورشید گشته بود . بدون آنکه ذره ای به چشمانش شک کند. چشمانی که روی آنها را با عینک آفتابی پوشانده بود . ناگهان روزی ، یادم می آید در حال جستوجوی خورشید...
-
موضوع انشا : بهار را توصیف کنید
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1387 11:46
بهار فصل خوبی است که بعد از زمستان سرد و مزخرف به سراغ مردم مرفه می آید. در فصل بهار همه خوشحال اند و می توان همه چیز را به شوخی برگزار کرد . حتی پلیس ها با آدم مهربان می شوند و می توانی در جاده ها کنار اتومبیل های گران قیمت رد شد . البته بهار به چیز های دیگری هم قشنگ می شود . مثلا به اینکه هر چیزی را به قیمت خوب می...
-
مملکت پدرشان
پنجشنبه 29 فروردینماه سال 1387 12:36
خیلی سعی کردم از انفجار شیراز ننویسم . آخه فکر نمی کردم به من ربطی داشته باشه . توی مجلسی که به اسم امام حسین آقای ان جو ینژ اد از رشادات نداشته ی عمر و ابوبکر تعریف می کنه و بالاخره جنبش جهاد اهل سنت دستت درد نکنه ای به این آقا می گن . اما دیگه آخه چقدر بی حیایی ؟ شورای ام نی ات ملی بیانیه صادر کرده که هیچ کس ، نه از...
-
پرواز
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1387 18:05
دیدن تو حرام بوییدنت حرام همراه بودنت حرام خندیدنت حرام؟ لبخندهایمان حرامزاده صداهایمان حرامزاده نگاههای گره خورده مان ، حرامزاده گفتگویمان حتی در مورد خدا ، حرامزاده؟ پوشیدنمان گناه نپوشیدنمان گناه لبانمان گناه زمینمان گناه؟ خدایمان مهربان مهربانی هایمان مهربان دستان گره خورده مان مهربان قدمهایمان تا جهنم ، مهربان؟...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 فروردینماه سال 1387 02:06
... زنی هی میزند سگ مرده را در رود به سر چشمه اش نشسته دیو پیکر مرده خواری مست که از دندان و دستش رود خون جاری زمین صاحب ندارد ؟ ای خدا خسته ام . آسمان قبرستان ، پنجره بستم .
-
کرگدن
یکشنبه 18 فروردینماه سال 1387 11:22
بعد از یک روز پر از کار و خستگی ، توی یه آخر هفته ی لعنت ، که همه ی مردم ایران خواب بودند ، (شاید) خدا تصمیم گرفت که همه مردم دنیا رو با چهره های درونیشون بیدار کنه . همه ی ملت ها صبح که بیدار شدند از خواب دیدن که تبدیل به حیوانات خوشگل و زشتی شده اند . ملت عرب شبیه گاو شده بود ، ملت افغان شبیه شتر ، ملت روسیه شبیه...
-
دنیا
یکشنبه 18 فروردینماه سال 1387 08:10
...سر هر کوی و کوچه میفروشد تن زنی زیبا عجوزه پیر دنیا به هر بندش نشسته تشنه نوزادی به خون ناقص و دیو و استخوان پیدا...
-
بهاره بهاره آدم شاخ در میاره
شنبه 17 فروردینماه سال 1387 11:48
هر چی می خوام از مرگ بنویسم نمی تونم . انگار ذات بهار به زنده بودن هست . انگار دیگه قرار نیست بمیرم . شاید این مدت اشتباه می کردم که قراره بمیرم ؟ پس اونهمه نشونه تکلیفشون چی میشه؟ شاید الان با یکم تفریح از فکر مرگ خارج شدم . ولی بدونید هنوز هم که هنوزه یک وارث خوب برای اینجا پیدا نکردم . دلم تنگه . تنم منگه . خودم...
-
تا ... گور
چهارشنبه 14 فروردینماه سال 1387 17:05
فردام برای تو بگذار امروز خودم باشم و برای خودم حرفهام برای تو نگذار امروز سکوتم بشکند نگاهم برای تو می خواهم چشمانم را زیر عینک های دودی پنهان کنم لبانم برای تو می خواهم طعم زیبای لبانت را خاطره ببرم تا ... گور
-
هفت سین سرخ
یکشنبه 11 فروردینماه سال 1387 22:09
هفت یادداشت آخری که با سین شروع میشه ( البته بعضی هاش مال ۸۵ هست . بگذریم ) ۱۳ آبان روز درد و کتف شکسته سکوت کن. لحظه ای فقط سکوت ؟ سه ساله سقیفه بنی ساعده سلام بر امام منتظر (عج) سیگار
-
رسیدی تا رسیدن ها ...
سهشنبه 28 اسفندماه سال 1386 22:50
زمین امروز دوباره به همون جایی رسید که پارسال هم رسیده بود . اتفاق خیلی مهمی که معمولا فقط سالی یکبار رخ میده . خوشحال باشید . چون یقین دارم سال آینده ،زمستون دوباره سرد میشه و کارتن خوابها یخ می زنن . مطمئنم هیچ اتفاق خوش آیندی نمی افته . سردم . عید آخر رو باید غنیمت شمرد . نه ؟ کی میدونه کی میمیره . شاید یه روزی...
-
عید الزهرا مبارک
سهشنبه 28 اسفندماه سال 1386 00:39
شد به پا بار دگر سرور آل فاطمه (س) نقش خنده بسته بر لب شیرین همه ابولولو کرده بر قتل عمر دست به قمه عمری ها همگی به عر و عر و زمزمه علوی ها همگی ورد لبشان این کلمات بر عمر لعنت و بر آل محمد(ص) صلوات --------------------------------- پ.ن.۱. مطلبی نوشته بودم که خیلی مفصل بود اما کاپیوتر سنی زده ام هنگ کرد همش پرید ....