-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1384 21:24
عید الزهرا مبارک باد امام صادق (ع) می فرمایند: شیعیان ما از زیادی آب و گل ما خلق شده اند مسرورند به خشنودی ما و محزونند به اندوه ما. در طول سال با عزای اهل بیت عزاداریم. و در خشنودی بانوی عالمین ، شاد و مسروریم. اساس دین محبت و دوستی خداست و آنچه را که خدا دوست دارد و دشمنی و بغض با دشمنان خدا و آنچه خدا دشمن دارد. (...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 فروردینماه سال 1384 17:48
انتظار انتصار این ساعتهای روز جمعه سختترین ساعت هاست. ساعاتی که اگه منتظر باشی ، انتظار به اوج خودش میرسه. یادش بخیر قدیما که منتظر بودم همیشه یه حس دوباره داشتم. برای جمعه ی بعد. اما دیگه اون حس نتونست با من آلوده بسازه و رفت. دیگه این حالت منتظر بودن برام مثه قدیما نیست. از سر بی حوصلگیه. خدایا ببخش. به امید انتصار...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1384 23:35
بازی زندگی بازی نیست. نه. زندگی صحنه ی تئاتر هم نیست. ما بازیگران صحنه تئاتر زندگی نیستیم. زندگی یک لحظه است. لحظه ای که تو حق داری چشمان خود را باز کنی و همه چیز را ببینی و خاطراتت را پر کنی از حجم خالی زمان. و باز ببندی. آن چشمانی را که لحظه ای تصاویر تلخ یا شیرینی را دیده است. کودکی ام یادم می آید. تب 41 درجه....
-
به نام خدای خوبم
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1384 06:32
سلامم را تو پاسخگوی در بگشای... «سلامم را تو پاسخگوی در بگشای... نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بی رنگم..» مهدی اخوان ثالث. دلم می خواست می تونستم بازم از روزای خوب بگم. روزای خوبی که من بودم و خدا بود و دوستی به نام حسین. چقدر بازیهای کودکیمان شاد بود. یادش بخیر. همیشه با هم می جنگیدیم. دو دوست ، در دو جبهه. یادش...
-
بخشی از نامه مریم
یکشنبه 7 فروردینماه سال 1384 10:16
... بالا خواهم رفت و بر فراز قله خواهم ایستاد و به پشت سر خواهم نگریست و از اوج به فرودها فکر خواهم کرد و سنگلاخها را خواهم شمرد و باد مرا به آسمان خواهد برد و باد را به آسمان خواهم سپرد و آسمان را تنها ملک خورشید نخواهم دانست و خورشید را فقط مال خود خواهم کرد. و خود را بیخود از خود به ابدیت خواهم سپرد و در بی بعدترین...
-
به نام خداوند روز و نوروز
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1384 22:53
30 اسفند 83 یا 84 ؟ سلام دوستان ، هم میهنان ، همنوعان و مردم تمام کائنات چه در زمین و چه در هر سیاره ی دیگر. امروز زمین برای چندمین بار به جایگاه آغازین خود می رسد ؟ نمی دانم. ولی می دانم امروز روز نوی زندگانیست. همان روزی که خداوند متعال آنرا آغاز حرکت جهان قرار داد. امروز روز جالبی است. روزیست که بهار و زمستان...
-
حق
پنجشنبه 20 اسفندماه سال 1383 13:57
حق چیست؟ آیا هر واقعیتی ، حق است؟ آیا هر حقی واقعیت دارد؟ سلام بر حق ؛ آنگاه که پشت در شهید شد. سلام بر حق ؛ آنگاه که بدنیا نیامده شهید شد. سلام بر حق ؛ آنگاه که بر سر نی قرآن خواند. سلام بر حق ؛ آنگاه که در نماز رستگار شد. سلام بر حق ؛ آنگاه که از وفای عباس در تعجب شد. آنگاه که اباالفضل (ع) شهید شد. و پیامبر با ظرف...
-
10000 دقیقه = 1 ثانیه
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1383 00:23
چند روز پیش دختر دایی ام از مالزی برگشته بود برای تعطیلات پایانترمش ایران ( اونجا فوتونیک می خونه یا یه چیزی تو این مایه ها) خلاصه بحث اینترنت شد و گفت : (( ... آره من می خواستم مجموعهی طنز پاورچین رو از روی اینترنت دانلود کنم ولی متاسفانه کارت اعتباریم تموم شده بود. حالا برام سی دی اش رو می خری؟ )) گفتم: ((...
-
درد دل با شوالیه
چهارشنبه 12 اسفندماه سال 1383 12:06
سلام خوبی شوالیه ؟ منم دلم گرفته. چند روزیه وقتی فکر می کنم که ابالفضل العباس(ع) کی بوده و این بی معرفت ها چطور با نوحه هاشون اون شخصیت خدایی رو ( که به نظر من خدا هم از ادب و معرفتش متعجب شد) رو دارن خورد می کنند از غصه حتی گریه هم نمی تونم بکنم. تو فکرم که با بچه های با معرفتی مثه تو دست به تغییری توی نوحه ها بزنیم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 اسفندماه سال 1383 23:52
امیرمومنان می فرماید : چند خصلت از کرم آدمیست: اینکه مالک زبان خویش بود به کار خویش پردازد به وطن خویش شیفته بود و یاران قدیم خویش حفظ کند حق یارویاور همه ی هموطنان یا علی مدد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 بهمنماه سال 1383 15:47
واشنگتن - ایرونیک «برای امام حسین ممکن بود که زندگانی خود را با تسلیم شدن به ارادهی یزید نجات بخشد، لیکن مسؤلیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمیداد که او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشار به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت در زیر آفتاب سوزان خشک و در روی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 بهمنماه سال 1383 17:58
السلام علیک یا اباعبدالله دلم دوباره تا لب مرز اومده حسین جان دلم برای دیدنت تنگ اومده حسین جان
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 بهمنماه سال 1383 13:07
دخترک عاشق شده بود. البته خودش می دانست که نباید عاشق شود. چرا که عاشق پسر قاتل پدرش شده بود. اما عشقش را نمی توانست از دل براند. چرا؟ نمی دانست. سالها ، ساعتها ، روزها گذشت. دخترک دیگر بزرگ شده بود . بزرگ بزرگ. هنوز عاشق بود . عاشق همان پسرکی که 12 سال پیش پدرش ، پدر پسر ، پدر دختر را کشته بود. صبح شده بود و شب گذشته...
-
عید غدیر مبارک
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1383 23:25
سلام دوستای عزیزم. عیدتون مبارک. عید غدیر خم - بزرگترین عید جهان- بر همتون مبارک. راستی جای همتون خیلی خالی بود. روز عید غدیر تو حرم امام رضا بودم. بخدا اصلا باورم نمی شد. میدونید بعد از چند سال آقا امام رضا طلبید؟ بعد از ۴ سال. خیلی دلم برای امام رضا تنگ شده بود. واقعا تا خود آقا نطلبه نمی شه رفت. جای همتون خالی بود....
-
یا ضامن آهو
جمعه 9 بهمنماه سال 1383 02:50
سلام به همه ی دوستای عزیزم. آقا امام رضا طلبید. ان شا الله امروز ساعت ۸ صبح میرم مشهد. نائب الزیاره همه ی خوانندگان عزیزم هستم. برای همتون دعا می کنم. یا علی مدد.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 بهمنماه سال 1383 18:37
غزل غزل بود و خواندنی. البته تا قبل از اینکه شاعر ، او را ادامه دهد و قصیده ای در مدح یک پادشاه ظالم شود. بعد از آن قصیده شد و دروغی بزرگ در مدح دروغین یک پادشاه ظالم. دیگر دلش نمی خواست خوانده شود. ساکت ماند و خیره به شاعرش نگاه کرد. باور نمی کرد که شاعر او را اینچنین زشت کرده باشد. باور نمی کرد تا آنکه پادشاه ظالم ،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 بهمنماه سال 1383 17:14
خانه ای بی فرش شب بود. شب سرد زمستان. « باد برف و سوز وحشتناک ». بچه های روی بی فرش زمین خانه ، سرد و نمناک نشسته بودند. پدرشان فرش خانه را برده بود تا بفروشد و گرمای چراغ نفتی ای را با خود به خانه شان بیاورد. شب بود . شب سرد زمستان. « بادبرف و سوز وحشتناک » . پدر وارد قهوه خانه گرم و روشن شد. دستان پینه بسته و زحمتکش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 دیماه سال 1383 20:54
آسمان خراش واقعا چه اسم جالبی. آسمان خراش. یعنی خراشی بر دل تکه تکه ی آسمان. مثل دلخراش. آسمان خراش. انگشتی که هر لحظه آسمان را می خراشد. خراشی بر آسمان و ابر و مه و باد و... . دلم گرفت. لبانم لرزیدند. سخنم خشکید. دلم پر پر شد. زبانم تکه سنگ. حرفم ناتمام. و ... ... و دلم باز هم گرفت.
-
دوستی نیز گلی است ... مثله نیلوفر و یاس....
شنبه 26 دیماه سال 1383 20:54
توضیح واضحات: ----------------- سلام دوستای عزیزم. خوبین؟ امیدوارم موفق باشین. این پست را فرستادم تا از همتون در مورد یادداشت قبلی و این همه ابراز احساسات و محبت تشکر کنم. میدونم که همتون عشق رو می شناسید. باور کنید نباید ادامه بدم. راستی همونطور که قول داده بودم باید این دو یادداشت اخیر رو حذف کنم. البته به همراه...
-
دو نظر
یکشنبه 13 دیماه سال 1383 21:54
سلام دوستای خوبم. این متن اصلی که می خواستم بفرستم نیست. اما دیدم پیامهای زیبای شما رو نمی شه به بقیه نگفت. همه ی پیامها پر از مهربانی و صفا بود . این دو پیغام منو خیلی تکون داد. امیدوارم شما رو هم دچار حس خوب شفافیت کنه. یا علی مدد. بازم از همتون ممنونم. خیلی ممنون. --- شوالیه : شهر تابلوی رنگارنگ زندگی است تابلویی...
-
شهر سکوت
سهشنبه 8 دیماه سال 1383 22:55
شهر سکوت ساکت بود و آرام. شهر را می گویم. بزرگشهری که تاریخ کمتر به یاد دارد. البته تا قبل از اینکه تهی دست مردم بی ادعا ، آرام و ساکت جان خود را به معبودشان تسلیم کنند. شب یلدا بود و همه مردم شهر به فکر سور و ساتشان بودند. به دنبال جایی که آجیل را بتوانند ارزان تر بخرند ، هندوانه را و انار را و ... . و باز گرد هم جمع...
-
واژه ی تلخ...
پنجشنبه 3 دیماه سال 1383 11:42
واژه ی تلخ... از حقیقت حرف زدن سخته. خیلی سخته. شاید باید بگم هیچ عشقی نبوده. نه. شاید باید بگم یه حس بچه گونه بوده. نه. من دوستش داشتم. عاشقش بودم. ... با خودم گفتم باید همشو تموم کنم. الان دیگه عاشقش نیستم. براش دعا می کنم خوشبخت بشه. و نجات پیدا کنه. --- خدایا منو ببخش که عاشق موجودی فناپذیر شدم. منو ببخش که دنبال...
-
سالها ساعت ها روزها
شنبه 28 آذرماه سال 1383 23:12
سالها ساعت ها روزها سلام خدای خوبم. وقتی با تو حرف میزنم آرومم. دیگه برای آروم شدن نه نیازی به کدئین دارم نه موسیقی و نه هیچ چیز دیگه. خسته شدم . خیلی خسته. خسته از جنگیدن. خسته از دفاع کردن . خسته از زیستن (نه زندگی کردن) . خسته از حیات خاکی و مات. خسته ام از دیدن همه چیز. از دیدن آفتاب از دیدن باران و از دیدن ... حس...
-
گزینه دو
سهشنبه 24 آذرماه سال 1383 21:03
گزینه دو هیچ حرفی برا گفتن ندارم. تمام حرفهایم برای نگفتن است. و نشنیدن. دلم برای حرف زدن تنگ است. اما تمام حرفهایم نگفتنی ست. حرفها در مغزم راه می روند. زبانم به گردش در می آید اما صدایی نیست. هیچ صدایی نمانده است. صداهایم را جایی پنهان کرده ام. اما جای آنرا گم کرده ام. و هر چه می گردم پیدایش نمی کنم. حق یارویاور...
-
برای ۱۸ آذر
سهشنبه 17 آذرماه سال 1383 00:47
بسم الله الرحمن الرحیم یکسال گذشت. یکسال پر از نشیب و فراز های وبلاگی و یکسال پر از دغدغه ی خاطر. دغدغه ی خاطر از اینکه باز باید به دادگاه بروم. باز باید پای میز قاضی بنشینم و باز باید حقایقی را بازگو کنم که تلخ ترین خاطراتم را یاد آور می شد. دغدغه خاطر اینکه باز اول برج می شود و قسط بانک اقتصاد نوین را باید بپردازیم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 آذرماه سال 1383 17:47
دقیقه های تنبل زمین و آسمان " مکه " آن شب نورباران بود و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید امید زندگی در جان موجودات می جوشید هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود کند بود و کسالت بار حرکت اسب زمان را می گویم. البته تا قبل از اینکه زمین ، جا پای انسان را حس کند. بعد از آن تند تر نشد . نه . تنها بر سرعت کارهای این قوم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 7 آذرماه سال 1383 20:11
شکر تلخ ای صبح، ای بشارت فریاد! امشب، خروس را در آستان آمدنت سر بریده اند داشتم با خودم فکر می کردم. داشتم تنهایی با خودم فکر می کردم. فکر می کردم که چه کار کنم. حوصله ام سر رفته بود. هیچ حرفی برای نوشتن نداشتم. اما هزاران هزاران قصه برای تعریف کردن داشتم. هیچ خریداری نداشتند. منم همشونو ریختم تو دریا و کبریت کشیدم و...
-
۲۲۷۵۵ نفر تا این لحظه اعتراض نامه را امضا کرده اند
چهارشنبه 4 آذرماه سال 1383 19:09
سلام دوستان عزیزم. در ادامه ی توهین به ملت همیشه قهرمان ایران و در پی ایجاد فشار برای خلع سلاح ایران باری دیگر شاهد بازیگری های روبه پیر و شیطان فتنه گر - انگستان استعمارگر- بودیم. اینبار تغییر نام خلیج تا ابد فارس به خلیج عربی. آنهم در موسسه ی National Geography معتبر ترین موسسه ی جغرافیا شناسی جهان در انگلستان. در...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 آبانماه سال 1383 00:14
پلی به آسمان... (به یاد ۱۳ آبان ۸۲) سال قبل بود. داشتم می مردم. شاید تا مرگ فقط چند ضربه دیگه فاصله داشتم. نمی دونم چرا نزد. نمی دونم؟ شاید ترسیده بود. شاید... قبل از تابستون بخاطر خوردن مشروب مسموم مرد. نمی دونم چرا با من این کارو کرد. نمی دونم چرا کتف منو ناقص کرد. نمی دونم چقدر گرفته بود. امروز سالگرد مرگ منه. اون...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 آبانماه سال 1383 21:30
آه