سرخ

صلح تنها راه نجاته

سرخ

صلح تنها راه نجاته

والا پیامدار ، محمد

سرد بود و نا امید.
زمان را می گویم .
البته تا قبل از اینکه او بیاید
گرم شد و سوزان و سرعت گرفت
همه چیز
بعد از اینکه او آمد.
دیگر شبها ستاره ها تنها نظاره گران زمین نبودند.
دیگر روزها تنها خورشد نبود که نور افشانی می کرد.
دیگر قلب یخها کم کم آب می شد
دیگر زمین نیرو و سرعتی مضاعف گرفته بود.

شب بود . خداوند آسمان را چراغانی کرده بود.
سبز ، زرد ، سرخ ، سفید ، شب.
همه ی رنگهایی که در روز گرفتار تیغ خورشید می شدند
در آنشب آزادانه و بی قید آفتاب گرد عربستان می گشتند.
موبدان آمدن آفتاب را بشارت داده بودند.
به ناگاه همه ی پرستشگاه ها و همه ی پرستش شدگان به غیر از خدای محمد خاموش شدند.
همه و همه.
دریاچه ، آتش ، باد ، زمان و زمین. همه و همه
بت ها به سجده افتادند
طاق کسرا برای سرک کشیدن به عربستان خود را شکست.
پایه ی تخت حکومت ایران باستان کنده شد.

مگر چه کسی می آمد؟
مگر خدا چه چیز به این زمینیان می داد که آنهمه را گرفت؟

خدا خود پاسخ را گفت: اگر تو نبودی ( ای محمد ) افلاک را نمی آفریدم

--------------------------------

با سلام به همه ی دوستان
عید میلاد حضرت رسول اکرم (ص) و میلاد امام جعفر صادق (ع) را به همتون تبریک می گم.

---------------------
امیدوارم از آهنگ محمد با صدای  فرهاد لذت ببرید.

حق یارویاور همه ی مردم
با تقدیم احترام به همه ی ایرانیان
یا علی مدد

سلام به همه دوستان گل خودم.
خیلی حرف برای گفتن داشتم که متاسفانه همش یادم رفت.
حالا تا حرفام یادم بیاد اسپیکر هاتون رو روشن کنید و از آهنگ اسکناس لذت ببرید

راستی


عید همتون مبارک

تبریک !!!

تبریک به همه ی علاقه مندان فوتسال
ایران به رتبه ی ششم جهان صعود کرد.
رده بندی فیفا:
۱-برزیل
۲- اسپانیا
۳-ایتالیا
۴-هلند
۵-روسیه
۶-ایران
۷-بلژیک
۸-مجارستان
۹-اکراین
۱۰- پرتقال



نتیجه اخلاقی : کاشکی فوتسال ، فوتبال بود
نتیجه غیر اخلاقی : ایران رفته زیر روسیه !!!!!!
نتیجه گیری اقتصادی : روزنامه ی افتخار خیلی بیکاره
نتیجه گیری بی نتیجه گیری

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را 
                                                   
برای اینهمه ناباور خیال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست

به چشم تنگی نامردم خیال پرست

         

(پرویز پرستویی)

خودم دیدم

بی تکبر ، بی صدا ، از کنار او گذشت
مرد اما به خون خود خفته

عده ای چند از کناره ها
بر تماشای جنگ او بودند
جنگ مرگ و رندگی با مرد

ناله ای در فضای ساکن ، بود
گوئیا این ناله ، ساعت ها پیش
در فضا ارتعاش می جسته

یک نفر با لباس سبز غم
از سوار پلیس پیدا شد
بر سر بالین مرد امد
مرد اما
                     خاموش
خفته در خون خود
                          بجوش
آن سوار پلیس با امواج
از همه سفید پوشان امداد خواست اما از خدا ، نه

               ساعتی چند گذشت...

مرد اما به خون خود خفته

کم کم ک شب عصا زنان
پدید آمد
با دو مرد خسته ی سفید
مدتی با مرد
        با نای جامانده از نی
        با صدای ارتعاش فضا
                                تقلا کردند

مدتی دیر گذشت
سعی و کوشش بسیار
...........

بی تکبر بی صدا از کنار او گذشت
ناگهان روح مرد.

دو عید مبارک باد

با سلام ابتدا عید آغاز امامت امام زمان رو به همتون تبریک می گم
و دیگر عید به هلاکت رسیدن عمر خطاب -قاتل حضرت فاطمه زهرا- رو بهتون تبریک می گم

عید امامت

و

عید الزهرا

مبارک باد

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
را خدمت امام زمان (عج)
و
 همه انسان ها تسلیت عرض میکنیم.

مواظب 13 ساله ها باشید

سن پایین استعمال دخانیات در بین 21 درصد دانش آموزان مورد مطالعه مواظب 13 ساله ها باشید


آخرین تحقیقات انجام شده بر روی دانش آموزان نشان از افزایش علاقه دانش آموزان به انواع

دخانیات از جمله تریاک و هروئین دارد،که در این میان سهم دختران بیش از پسران است.

پژوهشگران مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران،پدران بیکار،دوستان

سیگاری و سابقه استعمال مواد دخانی در خانواده را بیشترین عامل مؤثر در تمایل دانش آموزان

در مصرف مواد مخدر می دانند.دامنه تحقیقات این پژوهشگران دبیرستانهای دخترانه و پسرانه

منطقه 17 تهران است.دکتر حسین فخر زاده ،دکتر باقر لاریجانی و دکتر میر صدرایی در این

پژوهش دریافتند که 6/25 درصد دانش آموزان این دبیرستان ها تجربه سیگار کشیدن دارند.این

کارشناسان پس از بررسی وضعیت 600 دانش آموز 18 مدرسه دخترانه و پسرانه این مناطق از

نظر اعتیاد به مواد مخدر دریافتند متوسط سنی دانش آموزان برای اولین تجربه استعمال مواد

دخانی 13 سال بوده است و 7/21 درصد این دانش آموزان تجریه سیگار کشیدن را در این سن

آزمایش کرده اند

.

دکتر مصطفی اقلیما علت گرایش جوانان بخصوص دانش آموزان به مواد مخدر را در ناسازگاری

والدین با همدیگر ،عدم امنیت در خانواده ،وضع نامناسب اقتصادی ،هم نشینی با دوستان ناباب

،ازدواج نابسامان بسیاری از پدر و مادر هاو قابل دسترس بودن سیگار و دیگر مواد مخدر

می داند.این استاد دانشگاه تهران بر این باور است که بسیاری از دانش آموزان برای رهایی از

فشارهای روانی که خانواده و جامعه بر آنها وارد می کند در دام مواد مخدر گرفتار

می شوند.اقلیما غم سرگردانی و احساس کمبود محبت از طرف جامعه را از دیگر عوامل استعمال

موادمخدر می شمارد

معاون آموزش و پرورش شهر تهران اعتیاد پدران و مادران را از عوامل گسترش اعتیاد میان

دانش آموزان دانسته ،می گوید::والدین بیش از 8 هزار و 228 دانش آموز اعتیاد دارند و این

موضوع می تواند خطر بزرگی برای دانش آموزان و گسترش این پدیده در میان مدارس باشد

این در حالی است که بسیاری از دانش آموزان در گفت و گو با پژوهشگران اظهار داشته اند که

مهمترین عاملی که باعث گرایش آنان به سمت مواد مخدر شده است قابل دسترس بودن در مدرسه و ارزانی آنهاست.
آنها می گویند :خرید و فروش هر گونه مواد مخدر داخل مدرسه به دلیل اینکه هیچ کسی به آنان

شک نمی کند و نظارت مأموران انتظامی در آن محسوس نیست بسیار راحت تر از بیرون است

.

بنا به گفته این دانش آموزان که اغلب در مقاطع راهنمایی و دبیرستان هستند،احساس خوشایندی

پس از مصرف مواد مخدر به آنها دست می دهد.این دانش آموزان می گویند پس از کشیدن مواد

مخدر به نوعی دچار خود بزرگ بینی می شویم.احساس می کنیم شخصیتمان کامل تر شده است

یک روان شناس اجتماعی در باره گرایش دانش آموزان در برابر مواد مخدر در محیط مدرسه

،برآورده نشدن بعضی از انتظارات جوانان در اجتماع و محیط خانه و مواجهه با بن بست عاطفی را عامل اصلی گرایش آنان به مواد مخدر می داند.این کارشناس بر این باور است که در ابتدا اغلب

دانش اموزان به عنوان تفنن و ابزاری جهت سرگرمی و یا رهایی آنی از مشکلات به این افیون

پناه می برند اما رفته رفته به آن دچار شده که در اصطلاح به آن فرد معتاد می گویند

عضو کمیته مبارزه با استعمال دخانیات وزارت بهداشت در این مورد می گوید:استعمال دخانیات در

بین دانشجویان دختر از سال اول به سال آخر 2 برابر بیشتر برآورد شده است.حسن آذری پور تعداد دانش آموزان معتاد از بین 1میلیون و 600هزار دانش آموز تهرانی را 385 دانش آموز پسر و 200 دانش آموز دختر اعلام می کند.که از این تعداد مصرف هروئین و تریاک بالاترین رقم را به خود اختصاص داده است

به گفته وی 31 درصد از این تعداد نیز سیگاری و 15 درصد حشیش مصرف می کنند.
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است تکذیب این تعداد معتاد در بین دانش آموزان مدارس تهرانی

از سوی مسئولان آموزش و پرورش است.وزیر آموزش وپرورش که چندی پیش شایعه برکناری

و استعفای او از کابینه دولت مطرح بود در آخرین مصاحبه اش با خبرنگاران اعلام این تعداد را

غیر واقعی و بسیار کمتر از آن دانست.اما برخلاف او یکی از مسئولان این وزارتخانه با تقسیم

بندی مراحل مختلف مصرف مواد مخدر به تفننی،سوء مصرف و اعتیاد، معتقد است این تعداد

نصف آمار واقعی دانش آموزان معتاد هم نیست.زیرا مواد مخدر به که دلیل انواع گوناگون و

متفاوتی دارد مدام در حال تغییر است.بسیاری از این اطلاعات نیز به دلایل مختلف از جمله مسائل

امنیتی و یا ترس مدیران مناطق از برکناری بصورت کامل و درست ارائه نمی شود.این مسئول که

نخواست نامش فاش شود تعداد دانش آموزان معتاد در مناطق مختلف تهران را نیز یکسان

نداست.او مصرف موادی مانند قرص های روان گردان ،کریستال،گراس و.... در مناطق بالای

شهر را بسیار بیشتر از مناطق پایین دانست و گفت :در عوض مصرف تریاک و هروئین به دلیل

نوع بافت این محلات و اعتیاد پدران ومادران دانش آموزان به این نوع ماده مخدر بیش تر است.

برگرفته از خبرگزاری جوانان ایران

وعده

سلام. برای پنجشنبه ی دیگه که عید الزهرا (روز به درک واصل شدن عمر خطاب لعن الله) است سعی می کنم یک تکه از اون جشن های با حال رو براتون بصورت صوتی بذارم تو وبلاگم.
سرفراز و شاد باشید.
یا علی مدد

صبح

در آن دمی که طلوع کرد صبح
با آنهمه صداقتش تنها یک صدا را با خود زمزمه می کرد.
« جاء الحق و زهق الباطل ...»
و باطل جنگید و رفت و حق
جنگید و آمد.
باز خواب دیگری میدید صبح
باز با یاد غمی دیگر
به خورشید سلام سردی گفت.
باز خواب دیگری میدید صبح.
خواب صبح جمعه را اما
خورشید گرم و وقت نشناس
از آن خواب شیرین بیدارش کرد.
بس که این خواب را
با تمام احساسش
بارها و بارها دیده بود
خسته و دل چاک
از خواب بیدار شد
بیدار شد تا صبح باز هم هفته ای دیگر را
به انتظار دیدار شب کند

سالها
روزها
ماهها
ساعت ها
صبح با همه ی اتظارش غروب کرد. با دل شکسته.

و با خود می گفت اگر او بیاید دیگر جمعه ها غمگین نیست.
ولی او اشتباه می کرد
صبح را می گویم.
چرا که او آمده بود.
هزار سال پیش.
آنگاه که از نظر های ناپاک غایب شد
آنگاه آماده بود و آمده
اما این صبح بود که باید می رفت
به جای آنهمه نشستن
و در انتظار غبار بی سوار
باید میرفت و می گشت
به پهنای وسعت دل کودکان یتیم


حق یارویاور همه ی منتظران
با تقدیم احترام به برو بچه های خورشید* نتظرین یار
یا علی مدد

ببخشید ! این کوچه ، بنبسته؟؟؟

سلام.
شما نمی دونید چرا اینقدر اینجا خلوته؟
نکنه اینجا بنبسته و من خودم بی خبرم؟؟؟؟؟؟؟؟

تبادل لینک

همونطور که خودتون از طرز قالب و نوع وبلاگ من متوجه شده اید من اصلا آدم تازه کاری نیستم. اما چیزی که هست و باعث شده من به نسبت تعداد بازدیدکننده هام تعداد پیغام گذارنده هام کم باشه اینه که شاید خودم رو از همه گروهها مستقل میدونم و فقط برای خودم مینویسم. مینویسم که نوشته باشم و روزی روزگاری خدا بخاطر ننوشتنم از من بازخواست نکند.

 

راستی بغیر از رنگ وبلگم که مورد سرزنش خیلی ها قرار گرفته به نظر شما چه چیز دیگه ای باید توی وبلاگم تغییر کنه تا از نظر شما بهبود وضعیت داشته باشم.

 

در مورد تبادل لینک با من هم فکر کنید. اگر مایل بودید منم در خدمت هستم.

 

با احترام به همه ی نوشته هایم.

حق یارویاورتون یا علی مدد

گاهی شاد ، گاهی غمگین.




سلام.

قدیمی ترین دوستم هم خداحافظی کرد.

دوستی که  همیشه به یک علت به من لینک نمی داد.

و یادش بخیر.

هیچوقت بهم لینک نداد.

اما من هر کجا که رفتم ، بهش لینک دادم.

سلام به دوستم که 17 اسفند خداحافظی کرد و من تازه متوجه شدم.

چقدر منتظر پیغام من بوده ، خدا میدونه.

چون دلیل قانع کننده ای برای خداحافظیش داره امید وارم دیگه به پرشین بلاگ بر نگرده.

روزی که من از پرشین بلاگ با یه دل خسته اسباب هام رو جمع کردم و تمومش که به اندازه ی یه قطره اشک و یه چکه خون دل هم نمی شد ریختم تو ی دنیای مجازی بلاگ اسکای تنها او بود که من رو میشناخت و برام آرزوی موفقیت کرد.

 

تنها او بود که هیچوقت به من لینک نداد اما همیشه برام از همه عزیز تر بود.

چراش رو نمی دونم. شاید بخاطر اینکه شبیه مادر خودم بود.

شاید بخاطر اینکه تنها کسی بود که من همیشه همراهش بودم.

شاید....

نمی دونم .

اما

اما

اما

 

 

...

 

آسمان چشم او آیینه کیست؟

آنکه چون آیینه با من ، روبرو بود

درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد

سرنوشت این جدایی دست او بود.

گریه مکن که سرنوشت

گر مرا از تو جدا کرد

عاقبت دلهای ما ، با غم هم آشنا کرد.

...

درد و نفرین بر سفر

این گناه از دست او بود.

 

برای دیدن کلیپ این آهنگ اینجا رو کلیک کنید.

 

حق یارویاور همه ی مسافر ها.

با تقدیم احترام به گاهی شاد ، گاهی غمگین . پروانه و پرستو

یا علی مدد

تیم ملی ایران با هفت گل لائوس را پشت سرگذاشت

مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال 2006 آلمان؛
تیم ملی ایران با هفت گل لائوس را پشت سرگذاشت


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس ورزشی - فوتبال
تیم ملی فوتبال بزرگسالان کشورمان لائوس را با هفت گل مغلوب کرد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم ملی کشورمان که در پایان نیمه نخست با چهار گل لائوس را پشت سرگذاشته بود، در نیمه دوم ابتدا در دقیقه 55 و به‌دلیل اشتباه مدافعان حریف، به گل پنجم خود دست یافت. در ادامه بازی و در دقیقه‌70 ابراهیم تقی‌پور توپ ارسالی از ناحیه‌ی چپ دروازه‌ لائوس را به دروازه این تیم وارد کرد و گل ششم ایران را به ثمر رساند.
در اواخر نیمه‌ی دوم که تنها با یک تغییر در ترکیب تیم فوتبال کشورمان همراه بود (جایگزین شدن محرم نویدکیا به‌جای علیرضا نیکبخت واحدی)، تقی‌پور بار دیگر با ضربه‌ای دیدنی از پشت محوطه‌ جریمه‌ی حریف، گل هفتم تیم را به ثمر رساند تا این مسابقه با حساب هفت بر صفر به سود ایران پایان یابد.
علی دایی (دو گل)، رضا عنایتی (دو گل)، چهار گل کشورمان را در نیمه نخست به ثمر رسانده بودند.
به این ترتیب با توجه به پیروزی سه بر یک ایران در اولین بازی خود در برابر قطر، در حال حاضر تیم کشورمان با شش امتیاز در صدر تیم‌های گروه A قرار دارد و دیدار آینده‌ی خود را برابر اردن برگزار خواهد کرد.
انتهای پیام

-----
لازم به ذکر است تیم عمان ( یا اردن-دقیق یادم نیست) سال گذشته همین تیم لائوس رو با نتیجه ی ۰-۲۰ مغلوب کرد.
--------
یا علی مدد

خیابان یخ زده

سلام.
خیابان یخ زده بود. نه بخاطر سرما که هوا بهاری و آفتابی بود.
بخاطر نبودن قدم ها ی رهگذری یا صدای دویدن های بچه ای . بخاطر این بود که خیابان یخ زده بود.
خیابان هنوز هم بعد از گذشت شش سال از عبور آخرین مسافر منتظر بود. منتظر قدمهایی گرم و سوزان. منتظر صدای بوق ماشین ها.
شش سال پیش وقتی آخرین مرد را مردم روی دوششان بدرقه می کردند خیابان تنها نظاره گری بود که از گریه ی مردم نگریست و به خاک سپردن مرد را با آن زجه ها به یاد داشت.
بهار آمده بود اما بدون حتی یک پرستوی مهاجر. خیابان با خود گفت : نکند من مرده باشم و خود از این ماجرا بی خبر.؟
برای همین تکان سختی خورد و در خود چند ترک ایجاد کرد. متوجه شد هنوز زنده است.
خیابان خیلی غصه می خورد. غصه اینکه دیگر بهار هم با او و شهرش قهر کرده.
ناگهان احساس عجیبی به او دست داد. تنش قلقلک شد. نگاهی به خود انداخت.
از لابلای ترک ها .....
از لابلای ترک ها یک جوانه ی سبز بیرون آمده بود .
یک جوانه ی جوان. چیزی نگذشت که تمام ترک ها و شکافهایش پر شد از جوانه های ریز و درشت.
اینها اولین پیغمبران زندگی بودند.
ناگهان عبور لطافتی را حس کرد.
سر گردانید.
پرستویی تنها ی تنهای تنها . گویی تنها برای بشارت دادن به او آمده بود. تنها آمده بود و بی همراه.
اما خیابان انتظار این همه عظمت تنهایی پرستو را نداشت. باری دیگر بر خود لرزید اما اینبار نه برای فهم زنده بودن. بلکه برای تنهایی پرستو.
پرستو آمد.
پرستو بر کنار خیابان نشست.
پرستو نوک هایش را وار شکافهای تازه کرد .
سر را بلند کرد. گویی دعایی در حق خیابان .
باز سر را به داخل شکاف برد.
و باز بلند کرد و گویی همان دعا برای خیابان بود که می خواند.
دقیقه ای نگذشته بود که پرستو پرواز کرد.
خیابان به خود آمد.
احساس ضعف غریبی داشت. گویی پرستو تمام قوتش را گرفته بود.
نگاهی به خود انداخت .
از جای نوک پرستو چشمه ی کوچکی بیدار شده بود.

بهشت گمشده

شب بود و تاریک. هوا زیاد سرد نبود اما باران چند ساعت پیش باعث می شد بخار از دهنش خارج بشه.
راهش رو تو ی اون تاریکی پر ابهت گم کرده بود.
برای خودش بهشت بود اما چه فایده. بهشت ای که نتونه راه خودش رو پیدا کنه به چه درد می خوره؟
توی اون تاریکی پر ابهت نفوذ کرد. از تمام قدرت خودش برای نور افشانی استفاده کرد اما نتونست خورشید رو بیاره. بس که برای نور افشانی به خودش فشار آورده بود زمین زیر پایش به لرزه در آمد و کوههایی چونان تیغ های بزرگ و افسانه ای چاه شغاد از زمین بیرون زد. و او را، همان بهشت گم شده را می گویم در حصارهای تیز خود زندانی کرد.
یک سال گذشت و عید آمد. تنها یک جوانه ی شقایق جرات روئیدن داشت. روئید و پژمرد.
دو سال گذشت ....
هزاران سال از زندانی شدن بهشت گم شده گذشته بود. حالا دیگر تنها نبود. خداوند گناه گم شدگی او را بخشیده بود . مردمان زیادی را قبل از قیامت در خود مهمان می کرد. او خوشحال بود که به مردمی خدمت می کند که امید دارند بهشت را ببینند و چه بهشتی بهتر از گمشده ی همیشگیشان.
حق یارو یاورتون 
با احترام  به تنگ بستانک
یا علی مدد

سال نو مبارک

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

سلام. بازم سلام. 10 بار دیگه هم سلام.

مگه چه عیبی داره.

بازم سلام.

من امروز به مناسبت عید نوروز باستانی و تاریخی با بلاگ اسکای آشتی کردم.

جریان قهر کردن من با بلاگ اسکای بر میگرده به چند ماه پیش که مسابقات وبلاگ نویسان بود و بلاگر های بلاگ اسکای خیلی از روی این جریان که بلاگ اسکای قطع شده بود ضربه خوردند. مخصوصا دوست بسیار عزیز من که صاحب وبلاگ اکسپلورل دات بلاگ اسکای هست.

خلاصه امروز نمی خوام کینه های قدیمی رو به میون بیارم و می خوام از آشتی و دوستداشتند و اینجور چیزها صحبت بشه و بشنوم.

تو این چند ماهه دوری من از اینجا در بلاگ اسپات خیلی چیزها یاد گرفتم.

مخصوصا تنهایی.

تنهایی و سکوت اونجا خیلی برام جالب بود.

تنهایی از اون جهت منظورمه که مثه اینجا دوستان علاقه ای به گذاشتن کامنت نداشتند. و مثه بعضی از برو بچ بی معرفت فحش بی خودی به آدم نمی دادند.

خلاصه تنهایی و سکوت اونجا حتی منو به داستان نویسی هم کشوند. و قصد دارم ان شا الله بعد از عید ادامه همون داستان رو در همون جا بیارم.

خب براتون سال پر برکتی رو آرزو دارم و امیدوارم همیشه سبز و سفید سرخ باقی بمونید.

حق یار و یاور همه ی بلاگر ها

با تثدیم احترام به همه ی مردم جهان و تبریک سال نوی حقیقی.

یا علی مدد  

بازگشت

سلام. بازگشت همیشه زیباست.

منم تصمیم گرفتم این کاره زیبا رو انجام بدم.

یعنی به طرو کامل برگشتم. برگشتم به بلای اسکای.

بین خودمون بمونه. باهاش آشتی کردم. به مناسبت عید نوروز با بلای اسکای آشتی کردم. آخه از اون موقع که قطع شده بود باهاش قهر کرده بودم.

دیگه برگشتم.

البته کارم یکم سخت شده چون دارم همزمان 5 تا وبلاگ رو با هم کار می کنم.

البته راضی ام.

خب بگذریم.

فعلا سال نو مبارک تا بعد

یا علی مدد

حق یارویاورتون

تسلیت



سلام به همه.
سه بار فریاد بزن یا حسن.................
وبلاگم آپدیت شد.
لطفا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

آپدیتیدم

وبلاگم رو دوباره با قسمت دوم همون داستان ای کاش میتونستم به ماه سفر کنم  آپدیت شد

حتما بخونید و نظر بدین. برای ورود اینجا را کلیک کنید. حق یار و یاورتون
یا علی مدد