وقتی همه ی دنیات شبه
وقتی دیگه تو تنهایی هاتم تنها نیستی
فکر و خیال و رویا و ساد میان سراغت
وقتی از دیوارها هم صدا در میاد تا سکوتتوو بشکنه
فک کنم وقت رفتنه
دنیا دیگه جای موندن نیست...
بعد از بیست و هشت سال زندگی، خیلی دیرتر از همه، فیلم گاو رو دیدم.
اثر غلامحسین ساعدی در قاب تصویر داریوش مهرجویی.
تحلیل این فیلم نه از نظر فنی، که بیشتر از دید نمادها مورد بررسی قرار میدم.
اگرچه فیلم از نظر فنی، با حرکات هماهنگ دوربین و بازیگر، انتخاب کادر هایی با ظرافت تمام، که هر پلان فیلم رو مثل یک عکس هنری زیبا کرده، باید بیشتر مورد مطالعه قرار بگیره ولی به هر حال بررسی و تحلیل نمادگرایانه زیر بخشی از دریافت من به عنوان یک بیننده عادی هست.
اگر فیلم گاو رو به عنوان یک اثر سمبلیک بپذیریم شاید این تحلیل جذابیت بیشتری پیدا کنه.
از دید نمادگرایی:
گاو: نماد دین به عنوان روش زندگی و سعادت مردم روستا
مشد حسن: نماد روحانی مذهبی دین، و کسی که خود را مالک دین می داند و به همین مناسبت مغرور و متکبر برخورد میکنه.
اسلام: نماد خود اسلام است. اخلاق گرا، نمازگزار، متعادل، و مغز تفکر جامعه روستا.
پسر مشد صفر: نماد بخشی از معترضین جامعه که با جامعه ی جدید و توسعه یافته (شهر) آشنا شده، با وجود اینکه بخشی از جامعه روستاست اما خلاف عرف عمومی رفتار میکند.
موسرخه: نماد بخش مهمی از جامعه که مورد بی توجهی قرار میکیرد، روشنفکرها، دگراندیشان، آنارشیست ها، متفاوت ها، افرادی که پشتیبانی نداشته و بالاجبار روی پای خود ایستاده اند، اما متهم به دیوانگی و مورد تمسخر، توهین و آزار دیگران قرار می گیرند. این بخش جامعه (موسرخه) با وجود رفاقتی که در بعضی مناسبات با پسر مشدصفر دارد اما بیشترین آزاری هم که میبیند از سمت همان بخش متجدد و غرب گراست.
بلوری ها: نماد دشمن خارجی، موجب رعب و وحشت جامعه، جنگ و غارت و تمام چیزهایی که حافظه ی تاریخی جامعه ایرانی از آن می ترسد. و برای ترساند و متحد کردن جامعه همیشه بلوری ای واقعی یا خیالی لازم است.
زن مشد حسن: نماد جنسیت زنانه و محروم از محبت و توجه است، اما خبر ناگهانی مرگ گاو (دین) را زن به اطلاع جامعه می رساند. آن هم در غیبت کوتاهی که مشد حسن (روحانی دین) دارد. بارها به این فکر کردم که شاید خود زن مشد حسن (جنسیت زنانه) گاو را کشته باشد اما به نتیجه ای نرسیدم.
مرگ گاو(دین) ناراحتی عمومی در جامعه ایجاد میکند، نه فقط بخاطر ناراحتی مشد حسن بلکه بخاطر خود گاو که مردم از شیر او (نعمت ها) بهره مند می شدند. و قدرت معنوی روستا بوده است.
همانطور که وقتی در سکانسهای ابتدای فیلم خبر آبستنی گاو(نو زایی دین) را می شنوند خوشحال و خندانند ، با خبر دیده شدن بلوری ها(دشمن خارجی) توسط مشد حسن (روحانی دین) ترس و نگرانی آینده گاو(دین) بین جامعه پخش می شود.
اما بر اثر اتفاقی که هیچکس نمیداند، گاو(دین) می میرد و جامعه از نو زایی آن محروم می شود. پیرزن های روستا که خود نمادی از سنت ها هستند، برای مرگ ناگهانی گاو(دین) عزاداری به راه می اندازند.
موسرخه (دگراندیشان) که متهم به دیوانگیست، بخاطر ترس جامعه از راستگویی او و فاش شدن مرگ (یا قتل) گاو، به آسیاب خارج از روستا برده شده و زندانی می شود.
بازگشت مشد حسن (روحانی دین) به روستا، بعد از مرگ گاو(دین)، مخفی شدن مردم از ترس برخورد با او، دروغگویی مصلحت آمیز اسلام(اسلام) در مورد سرنوشت گاو، مخفی شدن اسماعیل به دستور اسلام(اسلام) به بهانه اینکه اسماعیل به دنبال یافتن گاو(دین) رفته است، همه و همه در ادامه ی رفتار های مشد حسن (روحانی دین) بی تاثیر است . مشد حسن (روحانی دین) میداند که گاو(دین) فرار نمیکند. در همان ابتدا متوجه مرگ گاو(دین) می شود اما برای بقای گاو(دین) خود، خودش تبدیل به گاو (دین) می شود. و در واقع خود را فدای بقای نام گاو(دین) می کند.
زمانی که گاو(دین) زنده بود، اقتصاد مشد حسن (روحانی دین) از طریق او برآورده می شد. و مشد حسن (روحانی دین) از روی علاقه به گاو(دین) به او خدمت میکرد. اما زمانی که مشد حسن (روحانی دین) ادعای گاو بودن(دین بودن) میکند، مردم روستا با وجود اینکه میدانند او گاو(دین) نیست به او خدمت می کنند، و از همه بیشتر اسلام(اسلام) که از روی دلسوزی و علاقه به مشد حسن (روحانی دین) خدمت رسانی می کند. اما اسلام(اسلام) نمی خواهد مشد حسن (روحانی دین) فدای بقای نام گاو(دین) شود. تا آنجا که تصمیم می گیرد، بیماری روانی خود خواسته ی مشد حسن (روحانی دین) را علاج کند و برای درمان او را به شهر (که نمادی از تمدن غرب است) ببرد. وقتی اسلام(اسلام) به زور و با کمک دیگران مشد حسن (روحانی دین) را برای بردن به شهر از میان روستا (جامعه ) عبور می دهند، دیدن مشد حسن(روحانی دین) که خود را گاو(دین) می پندارد، موجب خنده و تمسخر اهالی روستا قرار میگیرد و تمام دلسوزی ها و ترس های گذشته ی جامعه بجز اسلام(اسلام) و چند نفر دیگر که به کمک اسلام (اسلام) آمده اند به تمسخر و استهزا تبدیل می شود.
به گمان من همانجا بود که مشد حسن (روحانی دین) تصمیم به خودکشی میگیرد. دیگر نه از جایگاه اجتماعی گذشته خود به عنوان صاحب گاو(دین) خبری است و نه کسی او را به عنوان گاو(دین) می پذیرد.
در مسیر رفتن به شهر(غرب) برای مداوا، مشد حسن(روحانی دین) به شدت مقاومت می کند که با برخورد تند و خشن اسلام(اسلام) روبرو می شود تا جاییکه همراهان اسلام(اسلام) هم به رفتار خشن او اعتراض می کنند، همین اعتراض و تعلل همراهان اسلام(اسلام) باعث فرار و در نهایت خودکشی (سقوط) مش حسن (روحانی دین) می شود.
نه مرگ مشد حسن (روحانی دین) و نه گاو(دین) جامعه را از حیات انسانی خود باز نمی دارد، اسماعیل و خواهر عباس ازدواج می کنند و پیر زنها (سنت ها) به آرایش عروس و جشن می پردازند.
این وسط تنها یک نفر تنها تر از گذشته شده است،
زن مشد حسن به عنوان نماد جنسیت زن که خود خبر آور مرگ گاو(دین) و شاید قاتل گاو(دین) باشد.
پایان.
آزادی نام میدانیست که تمام قلب را بر سر آن اعدام کردند...
آزادی نام دختریست که برای درمان خواهر کوچک خود تن فروشی می کند...
آزادی نام مردی بود که مقابل حسین ایستاد اما در رکاب او شهید شد...
آزادی نام صدایی بود که فریاد زد...
زنده باد آزا.. (شلیک)
مشت بلند شده روی صورت تا وقتی که پایین نیومده ترس داره.
وقتی پایین اومد دیگه ترس نداره.
درد داره
____
به یاد وبلاگنویس شهید
هیچ اختیاری نیست که اجباری نباشد...
فکر کنم کسی نیست که ندونه چرا اینجا سه ساله فیلتره
بخاطر مخالفت با دولت
اما یک پازل جدید تکه هاش داره کنار هم چیده میشه
تکه اول پازل- احمدی نژاد در نیویورک اعلام کرد مخالفتی با مذاکره با امریکا نداره
تکه دوم پازل- بر عکس همیشه که طبل جنگ قیمت دلار رو میبرد بالا اینبار حرف از مذاکره ارزش پول ملی رو کم کرد تا مردم در فشار روانی و استرس بیشتری نسبت به قبل قرار بگیرند
تکه سوم پازل- همزمان با اعتراضات مردمی و بستن بازار تهران و کلانشهرها مجلس طرح سوال از رئیس دولت و طرح استیضاح رو مطرح میکنه
تکه چهارم پازل- مشاور رسانه ای دولت، معاون اول دولت، فائزه هاشمی، مهدی هاشمی و ... دستگیر میشوند اما سعید مرتضوی همچان بر مسند قدرت تکیه داره
تکه پنجم پازل- احمدی نژاد گفت گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند
تکه ششم پازل- کسبه بازار تهران دلشون به حال مردم سوخته یا جیب خودشون که تعطیل کردند و ریختند بیرون در حالی که سه سال پیش مردم ملتمسانه از اونها اعتصاب میخواستند و اونها توجهی نکردند
تکه هفتم پازل- برخورد نیروهای امنیتی با معترضان مثل سه سال قبل بود یا نه؟
----------------------
پ.ن. نه...
اون روز رو دوست دارم که نه ظالمی باشه نه مظلومی
آتش بس راه نجات نیست
صلح تنها راه نجاته
---------------------
حق یارویاور مردم همیشه در فکر
با تقدیم احترام به دوستان همیشه در صحنه
یا مهدی(عج) مدد
ارزش واحد پول ملی ایران ریال
معادل
0.00002885
دلار است.
یا به عبارت دیگر هر دلار معادل
34500 ریال
سکه از مرز دوازده میلیون ریال گذشت
---------------
پ.ن. به چند نفر کارگر ساده برای اداره مملکت نیازمندیم
پ.ن.2. دوستت دارم لبالب عزیز دل شیرازی
حق یارویاور ریال
با تقدیم احترام به دلار
یا مهدی (عج) مدد
رسول الله همون مردی بود که در بین مردم راه میرفت
همون مردی بود که بچه های یثرب سنگ میزدندش
همون مردی بود که جگر عمویش را از سینه درآوردند و خوردند
همون مردی بود که خاکستر روی سرش میریختند و اگر روزی خاکستر ریز نبود به عیادتش میرفت.
همون مردی بود که اگر پیک یا سفیری به دیدارش میرفت عبای خود را زیر پای سفیر می انداخت
پس اون مردی نیست بخاطرش پرچم ها رو به آتش بکشند و سفارتخانه ها را و سفیر ها و بخواهد بخاطر توهینی که به او شده خون از دماغ کسی بریزد.
رسول الله همون مردی بود که ظهور کرد تا تعصبات و جهل رو از بین ببره . اگه فیلمی ساخته شد و توهین آمیز بود بشینیم فکر کنیم که به عنوان امت رسول خدا چه خطایی کردیم که پیامبرمون بجای ما هدف قرار گرفته و منطقی حرف بزنیم.
حق یارویاور شیعیان
با تقدیم احترام به همه حتی تندروها
یا مهدی(عج) بیا دیگه ...
سی و چهار سال از دوران ستم شاهی (!!!!!) میگذره
سی و چهار سال انقلاب شده
سی و چهار سال وقت داشتین هر چیزی که شاه نساخت رو بسازین
جسارتا همه رو بیخیال بشین
سی و چهار سال گذشته یه تن کنجاله تولید نکردید این مرغای بد بخت از گشنگی نمیرن
حالا هم حتمن یکی از آغازاده هاشون می خواد مرغ وارد کنه که توی بوق و کرنا کردن مرغ ترکیه ای و برزیلی و ....
مرگ بر حماقت
زنده باد آگاهی
حق یارویاور مرغ ها
با تقدیم احترام به کنجاله
یا مهدی(عج) مدد
عزیز دل شیرازی ام...
بشکه ی باروتی که کبریتشو کشیدی منفجر شده
تو منو مثل هیچکس دیگه ای دوست نداشتی مثل خودت دوست داشتی. مثل عزیز دلی که میدونم تمام عمرشو و تمام روحشو گذاشته وسط.
میدونم چی می گی
ولی گفته بودم به کبریت دست نزن...
یا علی (ع) مدد
حق یارویاورت
با تقدیم احترام به خودم