X
تبلیغات
رایتل
سرخ
صلح تنها راه نجاته
پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 03:32 ب.ظ

بعد از بیست و هشت سال زندگی، خیلی دیرتر از همه، فیلم گاو رو دیدم.

اثر غلامحسین ساعدی در قاب تصویر داریوش مهرجویی.

تحلیل این فیلم نه از نظر فنی، که بیشتر از دید نمادها مورد بررسی قرار میدم.

اگرچه فیلم از نظر فنی، با حرکات هماهنگ دوربین و بازیگر، انتخاب کادر هایی با ظرافت تمام، که هر پلان فیلم رو مثل یک عکس هنری زیبا کرده، باید بیشتر مورد مطالعه قرار بگیره ولی به هر حال بررسی و تحلیل نمادگرایانه زیر بخشی از دریافت من به عنوان یک بیننده عادی هست.

 

اگر فیلم گاو رو به عنوان یک اثر سمبلیک بپذیریم شاید این تحلیل جذابیت بیشتری پیدا کنه.

از دید نمادگرایی:

گاو: نماد دین به عنوان روش زندگی و سعادت مردم روستا

مشد حسن: نماد روحانی مذهبی دین، و کسی که خود را مالک دین می داند و به همین مناسبت مغرور و متکبر برخورد میکنه.

اسلام: نماد خود اسلام است. اخلاق گرا، نمازگزار، متعادل، و مغز تفکر جامعه روستا.

پسر مشد صفر: نماد بخشی از معترضین جامعه که با جامعه ی جدید و توسعه یافته (شهر) آشنا شده، با وجود اینکه بخشی از جامعه روستاست اما خلاف عرف عمومی رفتار میکند.

موسرخه: نماد بخش مهمی از جامعه که مورد بی توجهی قرار میکیرد، روشنفکرها، دگراندیشان، آنارشیست ها، متفاوت ها، افرادی که پشتیبانی نداشته و بالاجبار روی پای خود ایستاده اند، اما متهم به دیوانگی و مورد تمسخر، توهین و آزار دیگران قرار می گیرند. این بخش جامعه (موسرخه) با وجود رفاقتی که در بعضی مناسبات با پسر مشدصفر دارد اما بیشترین آزاری هم که میبیند از سمت همان بخش متجدد و غرب گراست.

بلوری ها: نماد دشمن خارجی، موجب رعب و وحشت جامعه، جنگ و غارت و تمام چیزهایی که حافظه ی تاریخی جامعه ایرانی از آن می ترسد. و برای ترساند و متحد کردن جامعه همیشه بلوری ای واقعی یا خیالی لازم است.

زن مشد حسن: نماد جنسیت زنانه و محروم از محبت و توجه است، اما خبر ناگهانی مرگ گاو (دین) را زن به اطلاع جامعه می رساند. آن هم در غیبت کوتاهی که مشد حسن (روحانی دین) دارد. بارها به این فکر کردم که شاید خود زن مشد حسن (جنسیت زنانه) گاو را کشته باشد اما به نتیجه ای نرسیدم.

 

مرگ گاو(دین) ناراحتی عمومی در جامعه ایجاد میکند، نه فقط بخاطر ناراحتی مشد حسن بلکه بخاطر خود گاو که مردم از شیر او (نعمت ها) بهره مند می شدند. و قدرت معنوی روستا بوده است.

همانطور که وقتی در سکانسهای ابتدای فیلم خبر آبستنی گاو(نو زایی دین) را می شنوند خوشحال و خندانند ، با خبر دیده شدن بلوری ها(دشمن خارجی) توسط مشد حسن (روحانی دین) ترس و نگرانی آینده گاو(دین) بین جامعه پخش می شود.

اما بر اثر اتفاقی که هیچکس نمیداند، گاو(دین) می میرد و جامعه از نو زایی آن محروم می شود. پیرزن های روستا که خود نمادی از سنت ها هستند، برای مرگ ناگهانی گاو(دین) عزاداری به راه می اندازند.

 

موسرخه (دگراندیشان) که متهم به دیوانگیست، بخاطر ترس جامعه از راستگویی او و فاش شدن مرگ (یا قتل) گاو، به آسیاب خارج از روستا برده شده و زندانی می شود.

 

بازگشت مشد حسن (روحانی دین) به روستا، بعد از مرگ گاو(دین)، مخفی شدن مردم از ترس برخورد با او، دروغگویی مصلحت آمیز اسلام(اسلام) در مورد سرنوشت گاو، مخفی شدن اسماعیل به دستور اسلام(اسلام) به بهانه اینکه اسماعیل به دنبال یافتن گاو(دین) رفته است، همه و همه در ادامه ی رفتار های مشد حسن (روحانی دین) بی تاثیر است . مشد حسن (روحانی دین) میداند که گاو(دین) فرار نمیکند. در همان ابتدا متوجه مرگ گاو(دین) می شود اما برای بقای گاو(دین) خود، خودش تبدیل به گاو (دین) می شود. و در واقع خود را فدای بقای نام گاو(دین) می کند.

 

زمانی که گاو(دین) زنده بود، اقتصاد مشد حسن (روحانی دین) از طریق او برآورده می شد. و مشد حسن (روحانی دین) از روی علاقه به گاو(دین) به او خدمت میکرد. اما زمانی که مشد حسن (روحانی دین) ادعای گاو بودن(دین بودن) میکند، مردم روستا با وجود اینکه میدانند او گاو(دین) نیست به او خدمت می کنند، و از همه بیشتر اسلام(اسلام) که از روی دلسوزی و علاقه به مشد حسن (روحانی دین) خدمت رسانی می کند. اما اسلام(اسلام) نمی خواهد مشد حسن (روحانی دین) فدای بقای نام گاو(دین) شود. تا آنجا که تصمیم می گیرد، بیماری روانی خود خواسته ی مشد حسن (روحانی دین) را علاج کند و برای درمان او را به شهر (که نمادی از تمدن غرب است) ببرد. وقتی اسلام(اسلام) به زور و با کمک دیگران مشد حسن (روحانی دین) را برای بردن به شهر از میان روستا (جامعه ) عبور می دهند، دیدن مشد حسن(روحانی دین) که خود را گاو(دین) می پندارد، موجب خنده و تمسخر اهالی روستا قرار میگیرد و تمام دلسوزی ها و ترس های گذشته ی جامعه بجز اسلام(اسلام) و چند نفر دیگر که به کمک اسلام (اسلام) آمده اند به تمسخر و استهزا تبدیل می شود.

به گمان من همانجا بود که مشد حسن (روحانی دین) تصمیم به خودکشی میگیرد. دیگر نه از جایگاه اجتماعی گذشته خود به عنوان صاحب گاو(دین) خبری است و نه کسی او را به عنوان گاو(دین) می پذیرد.

در مسیر رفتن به شهر(غرب) برای مداوا، مشد حسن(روحانی دین) به شدت مقاومت می کند که با برخورد تند و خشن اسلام(اسلام) روبرو می شود تا جاییکه همراهان اسلام(اسلام) هم به رفتار خشن او اعتراض می کنند، همین اعتراض و تعلل همراهان اسلام(اسلام) باعث فرار و در نهایت خودکشی (سقوط)  مش حسن (روحانی دین) می شود.

 

نه مرگ مشد حسن (روحانی دین)  و نه گاو(دین) جامعه را از حیات انسانی خود باز نمی دارد، اسماعیل و خواهر عباس ازدواج می کنند و پیر زنها (سنت ها) به آرایش عروس و جشن می پردازند.

این وسط تنها یک نفر تنها تر از گذشته شده است،

زن مشد حسن به عنوان نماد جنسیت زن که خود خبر آور مرگ گاو(دین) و شاید قاتل گاو(دین) باشد.

 

پایان.