X
تبلیغات
رایتل
سرخ
صلح تنها راه نجاته
سه‌شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 09:20 ب.ظ

از مظلوم نمایی ها بدم میاد. 

جوانهای پرشور با پیشونی بند سبز - کلید کره ای - آنطرف معبر - بهشت حوریان - تکه پاره های دست و پا - دیوار انسانی - بوی مشمئز چنگ و فقر - تحریک احساسات با رنگ سبز - سربازان موسولینی - ای ایران محمد نوری - چهره های بشاششان یه نجات دهنده می خواد... 

 

مردم ایران همیشه منتظر منجی هستند و هر کسی حرفی برای گفتن داره دورش جمع میشن. بدونه اینکه بدونن منجی خودشون ، خودشون هستن. 

 

من از این پرچم های سبزتون می ترسم. رنگ پرچم من سرخه . 

 

دو سوم سالن ، انتظامات . جا برای دانشجویان دیگه ای که می خواستن بیان نبود. و استدلالشون اینه « یه تیم فوتبال هم که میره یه شهر غریب ۷۰۰۰۰ تماشاچی تیم میزبانه و ۱۰۰۰۰ تماشاچی تیم مهمان. »  حالا اینجا کی میزبانه کی مهمان؟ 

 

واقعا اینهمه آدم  در دانشگاهها داریم ؟ همینه که وضعیتمون اینه که هست. 

 

ستاره روی بازوهاشون فقط یه داس و چکش کم داره. که اونم با سیاست های مالی موسوی تکمیل میشه. 

 

 

یکی میگفت ستاره ها نماد دانشجویان ستاره دار هست! 

 

دیروز می گفتن آزادی اندیشه بی خاتمی نمیشه امروز می گفتن بی موسوی. نمی دونم چرا این آزادی اندیشه «هی» نمیشه

 

یکی گریه می کردو میگفت امیرکبیره بخدا.  

پناه بر خدا!!! 

 

 با اینکه چند نفر از همسرش سوالاتی کردند اما مجال صحبت به همسرش نداد. درد مرد سالاری تا کی؟ 

 

میر حسین گفت خاتمی و هاشمی رفنجانی از من همایت کردند. شما دانشجو ها هم از من همایت کنید. 

دانشجو ها شعار میدادند : همایت از میرحسین همایت از خاتمی. برام سوال پیش اومد چرا نگفتن همایت از میرحسین همایت از هاشمی ؟ میرحسین که دوتاشونو با هم اسم برد؟ 

 

سوالاتی که میرحسین جوابی نداشت: 

۱- انقلاب فرهنگی؟ 

۲- اعدام سیاسیون در دوران نخست وزیری اش؟ 

۳- برخورد با مخالفین اگر رئیس جمهور شود؟ 

۴- آزادی دانشجویان و داشتن مصونیت آکادمیک برای دانشجویان ؟ 

و بقیه سوالات. 

 

اگر شارژ باطری گوشیم تموم نشده بود تمام فیلم هارو براتون آپ میکردم. 

 

--------------- 

پ.ن. اگر دانشجو ها می دونستن زمان جنگ رو توی انتخابشون دقت بیشتری می کردند. 

پ.ن. همان